برگردان به زبان ساده
آتشی از رخ چرا افکندهای در جان ما
همچو زلفت ای صنم بشکستهای پیمان ما
هوش مصنوعی: تو با زیبایی خود در دل ما آتش افکندهای و مثل زلفهای خود، پیمان ما را شکستهای.
سر فدای راه عشقت کرده بودم لاجرم
در غم هجران تو بر باد شد سامان ما
هوش مصنوعی: من برای عشق تو جانم را فدای راهت کرده بودم، بنابراین در غم دوری تو، همه چیز زندگیام بر باد رفت.
ای طبیب از روی رحمت چارهٔ دردم بساز
زآنکه از حد رفت بیرون چارهٔ درمان ما
هوش مصنوعی: ای پزشک، با رحمتی که داری، راه حلی برای درد من بیاب، زیرا روشهایی که تا کنون به کار گرفتهام، دیگر مؤثر نیستند.
هر که را یاری بود چون جان در آغوشش کشد
جز جفا بر من نمیآید هم از جانان ما
هوش مصنوعی: هر کسی که برایش یاری وجود دارد، او را مانند جانش در آغوش میکشد. اما برای من، جز خیانت و دونمردی از کسی برنمیآید، حتی از محبوب من.
ای مسلمانان مرا روزی دلی بودی مگر
خود نمیدانم چرا بیرون شد از فرمان ما
هوش مصنوعی: ای مسلمانان، زمانی دلی داشتم که گوش به فرمان شما بود، اما حالا نمیدانم چرا این دل از دستم خارج شده و از راه ما دوری میکند.
گفتمش عید رخت از ما چرا داری بعید
گفت از آن کاین لاشه نیکو نیست در قربان ما
هوش مصنوعی: به او گفتم چرا در روز عید از ما دوری؟ او پاسخ داد که چون قربانی ما، این موجود بیارزش و ناچیز، مناسب نیست.