برگردان به زبان ساده
هزار محنت و غم چون فراق یاران نیست
هزار غم چو غم عشق غمگساران نیست
هوش مصنوعی: هیچ سختی و اندوهی به اندازه دوری از دوستان نیست؛ هیچ غمی به تلخی غم عشق و عاشقان نمیرسد.
برفتم از نظر آن دلفریب و میگفتم
ترحّمت چه سبب بر امیدواران نیست
هوش مصنوعی: از دید آن معشوق دلربا دور شدم و گفتم که رحمتی که بر دلهای امیدوار نازل میشود، چه دلیلی دارد که به من نرسد.
ز دیده اشک روان میرود ز هجر چه سود
چو دوست در غم احوال دوستداران نیست
هوش مصنوعی: از چشمانم اشک به خاطر جدایی میریزد، اما چه فایده؟ وقتی که دوست در غم حال دوستانش نمیگنجد.
اگرچه هست ز طوفان نوح هم شرحی
ولی چو دیده من اشکبار باران نیست
هوش مصنوعی: اگرچه درباره طوفان نوح داستانهایی وجود دارد، اما اشکهای چشمان من نمیتواند به باران تشبیه شود.
هزار بر رخ تو عندلیب بیشترند
چو گل برفت یکی بلبل از هزاران نیست
هوش مصنوعی: هزاران پرنده زیبا برای تو آواز میخوانند، اما از میان همه آنها، فقط یک بلبل خاص است که دلنشینتر از دیگران است.
اگرچه هست به بستان هزار شور و نوا
به روی گل چو من ای جان هزار دستان نیست
هوش مصنوعی: هرچند در باغ هزاران صدا و شوری وجود دارد، اما مانند من که بر روی گل نشستهام، هیچ دست دیگری نیست که این احساس را منتقل کند.