برگردان به زبان ساده
ما را به غم عشق تو دردست دوا نیست
فریادِ دلم رس که بدین نوع روا نیست
هوش مصنوعی: ما در عشق تو به قدری ناراحتیم که هیچ درمانی برای این درد نداریم. ای دلنواز، فریاد بزن که این وضعیت برای ما قابل قبول نیست.
گفتم که رساند ز من خسته پیامی
چون محرم رازم بجز از باد صبا نیست
هوش مصنوعی: گفتم که برسانید پیامی از من که خستهام، اما هیچکس به غیر از باد صبا، راز من را نمیداند.
ای باد صبا عرضه کن احوال دلم را
کاخر ز چه رو با من مسکینش صفا نیست
هوش مصنوعی: ای باد خوش، حال و روز دلم را بگو، زیرا نمیدانم چرا با من بیچاره هیچ صمیمیتی ندارد.
تو پادشه هر دو جهانی به حقیقت
لیکن چه کنم چون نظرت سوی گدا نیست
هوش مصنوعی: تو فرمانروای هر دو جهان هستی و این حقیقت دارد، اما چه کنم که نگاه تو به من گدا نمیافتد.
دل را طلبیدم ز سر زلف تو گفتا
ما را سر و پروای چنان بی سر و پا نیست
هوش مصنوعی: دل را از تو خواستم، اما تو پاسخ دادی که ما به چیزی که بیسر و پا باشد، توجهی نداریم.
گفتم مکن ای دوست جفا بر من مسکین
شرمت ز من خسته و ترست ز خدا نیست
هوش مصنوعی: به دوست گفتم که ای کاش با من بدرفتاری نکنی، چون من بیچارهام. از بیرحمیات شرم کن و از ترس خداوند به فکر من باش.
بر اهل جهان جور و جفا چند پسندی
در شهر تو نام کرم و بوی وفا نیست
هوش مصنوعی: در میان مردم دنیا، ظلم و بیوفایی را چقدر میتوان تحمل کرد؟ در شهر تو دیگر خبری از بزرگواری و وفاداری نیست.