برگردان به زبان ساده
دیدهام در رخ جان پرور تو حیرانست
زآنکه حسن رخت امروز دو صد چندانست
هوش مصنوعی: چشمانم به زیباییهای تو خیره ماندهاند چون زیبایی چهرهات امروز به شدت چند برابر شده است.
خستهٔ روز فراقت شدهام مسکین من
که بیا لعل شکرخای تواَش درمانست
هوش مصنوعی: من به خاطر دوری تو خسته و درمانده شدهام، ای مسکین من! بیایی که لبهای شیرین تو میتواند تسکینم دهد.
صبح وصل تو ندیدیم و بشد عمر در آن
مگر ای دوست شب هجر تو بی پایانست
هوش مصنوعی: ما صبح وصالت را ندیدیم و عمرمان درگذشت. مگر اینکه ای دوست، شب جدایی تو به پایان نمیرسد.
دیدهٔ بخت من غمزدهٔ شوریده
سالها تا ز غم عشق رُخت گریانست
هوش مصنوعی: چشم خوشبختی من سالهاست که از شدت غم و اندوه به حالتی آشفته درآمده و به خاطر اشکهای عشق، همیشه غمگین و گریان است.
مهر رخسار چو خورشید تو اندر دل ما
به سر و جان تو سوگند که صد چندانست
هوش مصنوعی: زیبایی چهرهات مانند خورشید در دل ما تابان است و به جان تو سوگند که این عشق و محبت چند برابر بیشتر از آن چیزی است که به نظر میآید.
مدّتی تا به هوای قد آن سرو بلند
مرغ جانم به سر کوی تو در طیرانست
هوش مصنوعی: مدتی است که به خاطر زیبایی و قامت بلند تو، روح من همیشه در حال پرواز به سوی توست.
دادم امروز بده از شب وصلت زیراک
خانهٔ عمر من از جور جهان ویرانست
هوش مصنوعی: امروز تمام خواستههای خود را به تو میدهم تا از شب وصال تو بهرهمند شوم، زیرا زندگیام به خاطر سختیهای دنیا نابود شده است.