برگردان به زبان ساده
پیش رخسار چو خورشید تو مردن سهلست
جان شیرین به لب دوست سپردن سهلست
هوش مصنوعی: مردن در برابر زیبایی و روشنی چهرهات آسان است، و این که جان شیرین خود را به دوست بسپاری هم کار سختی نیست.
دل ببردی ز من خسته و دادی بر باد
دل درویش نگه دار که بردن سهلست
هوش مصنوعی: دل من را که خسته است، به راحتی از من دزدیدی و به باد سپردی. اما ای دل درویش، مراقب باش که به راحتی میتوانند آن را ببرند.
دل ما را ز سر کوی فنا ای دل و دین
به یکی بوسه ز لب باز خریدن سهلست
هوش مصنوعی: دل ما را از گذرگاه فنا، ای دل و دین، با یک بوسه از لبان تو میتوان باز خرید. این کار بسیار آسان است.
غمزهاش با من مسکین به اشارت میگفت
پیش من از تو خور و خواب ربودن سهلست
هوش مصنوعی: نگاه ناز و دلربای او به من، به طور غیرمستقیم میگفت که از تو، خواب و آرامش را برباید، کار سادهای است.
ترک جان و سر و مال ارچه که مشکل کارست
ترک آن جمله به دیدار تو کردن سهلست
هوش مصنوعی: اگرچه رها کردن جان، سر و مال کار دشواری است، اما برای دیدار تو رها کردن همه اینها آسان است.
گر امیدی به شب وصل تو بودی ما را
خون دل در غم هجران تو خوردن سهلست
هوش مصنوعی: اگر به شب وصل تو امیدی بود، برای ما آسان بود که در غم جدایی تو، خون دل بخوریم.
چون به یک پیک نظر از تو جهانی چاکر
عاشقی را رخ گلرنگ نمودن سهلست
هوش مصنوعی: وقتی به یک نگاه تو مینگرم، برای عاشقانی که در خدمت تو هستند، زیبا کردن چهرهای چون گل کار سادهای به نظر میرسد.