برگردان به زبان ساده
نازنینا به غم عشق تو مردن چه خوشست
جان به بوی سر زلف تو سپردن چه خوشست
هوش مصنوعی: عزیزم، به خاطر عشق تو مردن چقدر زیباست و جانم را با عطر موهایت درآمیختن چقدر لذتبخش است.
گرچه داری ز من خسته فراغت لیکن
غم امّید شب وصل تو خوردن چه خوشست
هوش مصنوعی: هرچند تو از من خستهای و میتوانی آسوده باشی، اما درد و غم انتظار شب وصالت برایم بسیار دلپذیر است.
در صبوحی که ز می مست بود نرگس او
زان دهان چو شکر بوسه ربودن چه خوشست
هوش مصنوعی: در صبحگاهی که باده سرخوشی به همراه دارد، نرگسی که زیباییاش از لبانی شیرین مانند شکر الهام گرفته، بوسهای میگیرد. چه لذتی دارد!
گرچه شیرین دهنی تلخ ز تو نوش کنم
کز لب لعل تو دشنام شنیدن چه خوشست
هوش مصنوعی: هرچند که وقتی با تو صحبت میکنم، تلخی را تجربه میکنم، اما باز هم از حرفهای تلخ تو لذت میبرم؛ زیرا شنیدن دشنام از لبت برایم شیرین و خوشایند است.
ای دلارام میان چمن و نالهٔ چنگ
در دمِ صبح گل وصل تو چیدن چه خوشست
هوش مصنوعی: ای دلنشین من، در وسط باغ، صدای غمانگیز چنگ در صبح دلانگیز زیبایی تو، چیدن گل وصل تو چه لذتبخش است.
گرچه از پای درآمد دل من در طلبت
در جهان از پی وصل تو دویدن چه خوشست
هوش مصنوعی: اگرچه دل من از شدت عشق به تو دچار خستگی و افت شده، اما در این دنیا، تلاش برای رسیدن به وصالت بسیار دلپذیر و شیرین است.
گر بدانی تو که دلال غم عشّاقی
که به بازار غمش غصّه خریدن چه خوشست
هوش مصنوعی: اگر بدانی که واسطه درد و رنج عاشقان چه لذتی دارد، وقتی که در بازار عشق، غمی را خریداری میکنند، زندگی بسیار شیرین و دلچسب خواهد بود.