برگردان به زبان ساده
سهی سرو مرا بالا بلندست
رُخش چون آتش و لبها چو قندست
هوش مصنوعی: قد و قامت زیبا و خوشهیکلی دارد و مویش مانند درخت سرو است که راست و بلند میایستد. چهرهاش درخشان و مانند آتش میدرخشد و لبهایش به شیرینی قند است.
رُخش چون آتش است و لب پر از قند
بر آن آتش دل و جانها سپندست
هوش مصنوعی: چهره او مانند آتش میدرخشد و لبانش شیرین و پر از قند است. بر روی این آتش، دلها و جانها مانند خوشههای اسپند (نماد خوشبو) قرار دارند.
در آن زلفین پیچاپیچ یارم
دل مسکین چو مرغی پایبندست
هوش مصنوعی: در زلفهای پیچیده و زیبای یارم، دل بیچارهام مانند پرندهای اسیر و گرفتار است.
خم طاق دو ابرویش کمانست
سر زلفین پر چینش کمندست
هوش مصنوعی: دو ابروی او مانند یک کمان خمیده است و موهای مجعدش همچون دام و کمند به دور او پیچیده شدهاند.
تنم از بار عشقش زار گشته
دلم از درد هجرش مستمندست
هوش مصنوعی: بدن من از شدت عشق او رنجور شده و قلبم به خاطر دوریاش بینوا و بیکمک مانده است.
چه پرسی حالم از دوران غدّار
جفا بر من فزون از چون و چندست
هوش مصنوعی: در اینجا شاعر از روزگار نامساعدی که با او بدرفتاری کرده شکایت میکند و میپرسد که حال او چگونه است. او احساس میکند که رنج و سختیهایی که متحمل شده بیشتر از آن چیزی است که دیگران میتوانند درک کنند یا توضیح دهند.
جهان از آرزوی روی جانان
جهانی را ز پیش دل فکندهست
هوش مصنوعی: این دنیا به خاطر آرزوی دیدار معشوق، تمام هستی را از دل خود دفع کرده است.