برگردان به زبان ساده
مرغ جانم به سر کوی بتی در بندست
به نسیمی ز سر کوی وفا خرسندست
هوش مصنوعی: پرندهٔ جانم در کنار کوی معشوقی گرفتار شده است و با نسیمی از سر کوی وفا، شاداب و خوشحال است.
به کمانی که بود راست چو ابروی کجش
تیر مژگانش تو گویی ز هواش افکندهست
هوش مصنوعی: چشمان زیبا و پرجلوهای دارد که مانند تیرهایی با ظرافت و دقت به سمت هدف خود میزنند. این چشمانش به قدری جذاب و فریبندهاند که انسان احساس میکند در حال پرواز و رها شدن در هوای دلانگیز آنهاست.
درد دل هست بسی زان لب و رخ بر دل من
لاجرم چارهٔ درد دل ما گل قندست
هوش مصنوعی: درد و مشکلات زیادی از زیبایی و جذابیت آن چهره و لبها به دل من رسیده است، بنابراین تنها راه تسکین این درد و رنج ما، شیرینی و خوشیای است که همچون گل قند میباشد.
مرغ عشق رخ دلدار به منقار قضا
گوییا مهر رخش در دل ما آکندهست
هوش مصنوعی: پرنده عشق، به مانند یک پیامرسان، میگوید که چهره محبوب در دل ما جا گرفته و عشق او در وجود ما رسوخ کرده است.
صبر گویند ضرورت بکن از صحبت یار
کس چه داند شب ایام فراقش چندست
هوش مصنوعی: صبر لازمی است که باید به خاطر دوری از یار، از صحبت او بگذری؛ زیرا کسی نمیداند شبها و روزهای فراق چقدر طول خواهد کشید.
عقل گفتا برو ای دل به جهان سیری کن
گفت نتوان که به زلفش دو جهان پابندست
هوش مصنوعی: عقل به دل گفت که به دنیا برو و گردش کن، اما دل پاسخ داد که نمیتوانم چون پایبند زلف او هستم و به دو جهان وابستهام.
این همه جور و جفا بر من مسکین ز چه روست
چو تو دانی که جهان از دل و جانت بندست
هوش مصنوعی: اینهمه بیمهری و سختی که بر من میرود، چراست؟ وقتی تو میدانی که همه چیز در این دنیا به دل و روح تو وابسته است.