برگردان به زبان ساده
صبرم از روی تو ای دلبر فتّان تلخست
درد دوری تو ای دوست چو درمان تلخست
هوش مصنوعی: صبر کردن برای من به خاطر تو ای معشوق جذاب، سخت و تلخ است. دوری تو، ای دوست عزیزم، به اندازه دردهایی که به دنبال درمان میآید، تلخ و جانفرساست.
لب لعل تو چه گویم چو شکر شیرینست
طعم ایام فراق رخت ای جان تلخست
هوش مصنوعی: لبهای سرخ و زیبا و دلنشین تو را چه بگویم، چون طعم آنها همچون شکر شیرین است. اما دوری تو و ای جان، تلخیهایش از یادم نمیرود.
دست امّید دلم چون به گریبان نرسید
چه کنم باز رها کردن دامان تلخست
هوش مصنوعی: وقتی امید دلم به جایی نمیرسد و نمیتواند به آنچه میخواهم دست یابد، چکار میتوانم بکنم؟ آیا دوباره باید از آنجا دست بکشم، در حالی که آنجا برایم دشوار و تلخ است؟
ندهم پند حکیم از سر دانش زیراک
نشنوم پند تو در بند بتان کان تلخست
هوش مصنوعی: من از حکمت و نصیحت دانشمندان استفاده نمیکنم، چون نصیحت تو را نمیشنوم و این نصیحت در دام بتهای کاذب و تلخ است.
سخن راست بگو خواجه بدار از ما دست
راست گفتن چو تو دانی بر نادان تلخست
هوش مصنوعی: ای خواجه، راست بگو و از ما دوری کن؛ زیرا برای کسی که نمیفهمد، گفتن حقیقت تلخ است.
ای عزیزان چه کنم پیش جهان چون حنظل
صحبت ناخوش اغیار گرانجان تلخست
هوش مصنوعی: ای عزیزان، چه کاری از دستم برمیآید در این دنیای ناهمگان، چون که خرما شیرین نیست و صحبت با نااهلان برایم بسیار تلخ و ناگوار است.
نوش داروی وصالش چو ندیدم ای دل
هیچ دانی که شراب شب هجران تلخست
هوش مصنوعی: ای دل، اگرچه به وصال او دارویی نمیرسد، آیا میدانی که این شبهای دوری از او چقدر تلخ و گزنده است؟