برگردان به زبان ساده
ای به روی تو دیده باز مرا
چارهای از وصال ساز مرا
هوش مصنوعی: ای کسی که زیباییات در چشمان من است، برای من راهی برای رسیدن به وصال فراهم کن.
بیش از اینم نماند طاقت و صبر
بیم دیوانگیست باز مرا
هوش مصنوعی: دیگر از صبر و شکیبایی من چیزی باقی نمانده و بیم دارم که دیوانه شوم.
باشد ای نور چشم و راحت جان
بر رخ خوب تو نیاز مرا
هوش مصنوعی: وجود تو برای من همچون نوری است که چشمهایم را روشن میکند و آرامش دل و زندگیام را به ارمغان میآورد. من برای جمال دلفریب تو به شدت نیازمندم.
همچو قندم به بوتهٔ هجران
چند داری تو در گداز مرا
هوش مصنوعی: شبیه قند هستم که در آتش جدایی ذوب میشوم، تو چقدر میخواهی از من عذاب بدهی؟
چون که محراب ابرویش دیدم
واجب آمد در او نماز مرا
هوش مصنوعی: وقتی ابروی خوشفرمش را دیدم، بر من لازم شد که در مقابل او عبادت کنم.
از سر کوی دلبران آورد
به یکی شکل و شیوه باز مرا
هوش مصنوعی: از دیار معشوقهها، مرا به شکل و روش خاصی فراخواندند.
با غم عشقت آفرید از ازل
مگر ای دوست بی نیاز مرا
هوش مصنوعی: ای دوست، از ابتدا برای عشق تو غم را آفریدند، اما مرا بینیاز نکن.
در چمن دوش گفتم ای بلبل
گل از آن تو، سرو ناز مرا
هوش مصنوعی: دیشب در باغ به بلبل گفتم که گل برای توست، و سرو خوشنما متعلق به من است.
در جهان خود دگر نمیباید
بی وصال تو برگ و ساز مرا
هوش مصنوعی: دیگر در دنیای من نمیتوانم بدون اینکه تو در کنارم باشی، زندگی کنم و از زیباییها و شادابیها لذت ببرم.