برگردان به زبان ساده
مگر با ما سر یاری نداری
بگو تا کی کشم این بردباری
هوش مصنوعی: اگر نمیخواهی در کنار ما باشی و به ما کمک کنی، بگو تا چه زمانی باید این صبر و تحمل را ادامه دهم؟
ز من دل بستدی کردی مرا خوار
چنین باشد نگارا شرط یاری
هوش مصنوعی: به خاطر عشق و وابستگی که به من پیدا کردی، حالا من را خوار و بیارزش کردی. آیا اینگونه است که شرط دوستی و یاری باید باشد، ای زیبای من؟
عزیز من عزیزم داشت دایم
تحمّل چون کنم زین بیش خواری
هوش مصنوعی: عزیزم که همیشه مورد محبت من بوده، چگونه میتوانم بیشتر از این تحمّل کنم، در حالی که این وضعیت برای من بسیار خفتآور است؟
دلم بردی و کردی قصد جانم
نباشد این طریق دوستداری
هوش مصنوعی: تو دل مرا بردی و اکنون قصد جانم را داری، اما این روش در دوست داشتن صحیح نیست.
چو سلطانان که در صحرا بتازند
فرس را در پی شیر شکاری
هوش مصنوعی: آنگونه که پادشاهان در دشت به دنبال شیر شکار میروند، من هم با تمام قوت و شجاعت در پی هدف خود میتازم.
بیفکندی و بر فتراک بستی
دلم را و مرا کشتی به زاری
هوش مصنوعی: تو دل مرا به راحتی در دل خویش انداختی و با غم دل مرا به زاری و گرفتاری دچار کردی.
به آب دیده پروردم گلی را
که کرد اندر جهان این بردباری
هوش مصنوعی: با اشک چشمم گلی را پرورش دادم که در دنیا به من耐پذیری و استقامت بخشید.
کنون زان گل نصیبم نیست جز خار
نگویی آخر ای دل در چه کاری
هوش مصنوعی: حالا از آن گل هیچ نصیبی ندارم جز خار. نگویی آخر ای دل، در چه کارِ دیگری باید باشم؟