برگردان به زبان ساده
چه جرم رفت که یکباره مهر ببریدی
چه اوفتاد که از ما عنان بپیچیدی
هوش مصنوعی: چه گناهی رخ داده که به یکباره عشق را از ما گرفتی؟ چه اتفاقی افتاده که از ما دور شدی و کنترل را از دست ما خارج کردی؟
به قول و عهد تو دیگر که اعتماد کند
که هر سخن که بگفتی از آن بگردیدی
هوش مصنوعی: دیگر کسی به قول و وعدههای تو اعتماد نخواهد کرد، چون هر آنچه که گفتی، آن را فراموش کردهای و به آن عمل نکردی.
هزار بار بگفتم که نشنوی زنهار
ز دوستان سخن دشمنان و نشنیدی
هوش مصنوعی: من بارها به تو گفتم که از دوستانت به حرفهای دشمنان گوش نده ولی تو به این صحبتها توجه نکردی و نشنیدی.
بگفتیام که به کام دلت رسانم زود
به کام دل نه ولیکن به جان رسانیدی
هوش مصنوعی: گفتیم که خواستهات را به زودی برآورده کنم، اما نه تنها به خواستهات نرسیدم، بلکه به جان و دلام آسیب زدی.
چه دوستیست که احوال ما نمیپرسی
چه دشمنیست که از یار خویش ببریدی
هوش مصنوعی: چه دوستی وجود دارد که از حال ما خبر نمیگیرد؟ و چه دشمنتری وجود دارد که از دوستش جدا شده است؟
چه حالتیست که با بندگان نپردازی
چه صورتیست که از دوستان ببریدی
هوش مصنوعی: چه وضعی دارد که با بندگان و مردم خوب رفتار نمیکنی و چه حالتی دارد که از دوستانت دوری میکنی؟
جهان ز دست مده بعد ازین به کام حسود
کنون [که] کام دل خویش از جهان دیدی
هوش مصنوعی: دیگر جهان را به حسادت افراد نده، چون حالا آرزوی خود را از زندگی به دست آوردی.