برگردان به زبان ساده
دلا در عشقبازی نیک مردی
چرا از غم چنین با آه و دردی
هوش مصنوعی: ای دوست، چرا در عشق که بازی زیباست، همچنان با غم و درد به سر میبری؟
مگر هجران تو را از پا درآورد
که با چشم پر آب و روی زردی
هوش مصنوعی: آیا جدایی تو باعث شده است که من به این حال و روز بیفتم، با چشمانی پر از اشک و صورتی رنگ باخته؟
نه شرطی کرده بودی با من ای دل
که گرد کوی مهرویان نگردی
هوش مصنوعی: ای دل، تو هیچ شرطی با من نگذاشته بودی که به دور و بر محبوبان نگردی.
به قول خود وفا ننمودی آخر
چنینم زار و دشمن کام کردی
هوش مصنوعی: به گفتهی خودت وفا نکردی و در آخر من اینگونه زار و خسته هستم و تو به هدف خود رسیدی.
به خاک ره نشستم زآتش دل
به هجران آب روی ما ببردی
هوش مصنوعی: در کناره راه نشستهام، دلتنگ و داغدار از جدایی، و اشکهایم مانند آب روی صورتام میریزد.
چو از وصلش نگشتم یک زمان شاد
چرا ما را به دست غم سپردی
هوش مصنوعی: وقتی که از دیدن او و وصالش خوشحال نبودم، چرا ما را به احساس غم و رنج سپردی؟
نگارینا جهان بی تو نخواهم
که هم دردی و هم درمان دردی
هوش مصنوعی: ای محبوب، من نمیخواهم به زندگی در این جهان ادامه دهم، چون تو در کنارم نیستی. در کنار تو هم دردهایم را حس میکنم و هم درمان آنها را.