برگردان به زبان ساده
از جان وصل خویش فرستم نوالهای
بر لعل می فروش خودم کن حوالهای
هوش مصنوعی: از دل خودم پیامی به محبوبی میفرستم و میخواهم که هر چه دارم را به او تقدیم کنم.
زانگه که لعل دلکش تو می فروش شد
ما را بده ز لعل لب خود پیالهای
هوش مصنوعی: از آن زمان که زیبایی و دلربایی تو به بازار آمد، از تو میخواهم که از لبان خود به من جامی از لعل بدهی.
تا خال دلفریب تو دیدم به چشم دل
دادم به خون خویش به خطت حوالهای
هوش مصنوعی: وقتی خال زیبا و جذاب تو را با چشم دل دیدم، تمام عشق و احساسات خود را بر روی خط خطی که تو کشیده بودی، نثار کردم.
خوی بر رخ چو ماه تو دانی چگونه است
چون لالهای که بر سرش افتاده ژالهای
هوش مصنوعی: چهره زیبای تو را میتوان به ماه تشبیه کرد و حالتی که دارد شبیه به لالهای است که قطرات شبنم بر رویش نشستهاند.
آن روی همچو گل بنما در میان باغ
تا بشنوی ز بلبل شوریده نالهای
هوش مصنوعی: ای کاش روی زیبا و چون گل تو را در باغ نشان دهم تا صدای ناله و شوریدگی بلبل را بشنوی.
در مرغزار جنّت و در گلشن صفا
چون روی دلفریب تو نشکفت لالهای
هوش مصنوعی: در باغ بهشت و در گلزار زیبا، زمانی که زیبایی چهرهات درخشش میکند، گلی که در این میان شکوفه میدهد، همانند لالهای است که میروید.
تا چرخ لاجورد برافراشت در جهان
از مادر زمانه نیامد سلالهای
هوش مصنوعی: زمانی که آسمان آبی برفراشته شد، در این دنیا از آغاز زمان، فرزندی به وجود نیامد.