برگردان به زبان ساده
بازم از سودای زلفت مست و شیدا کردهای
بازم اندر دیدهٔ بینا تو مأوا کردهای
هوش مصنوعی: دوباره به خاطر عشق و زیبایی موهایت مبهوت و دیوانه شدهای و بار دیگر در چشمان آگاهت، پناه گرفتهای.
از شراب لعلفامت وز دو چشم نیمهمست
بر سر بازار عشقم باز رسوا کردهای
هوش مصنوعی: از شراب قرمز رنگ لبانت و چشمان نیمه مستت، در میان بازار عشق مرا رسوا کردهای.
از فروغ روی همچون ماه و خورشیدت دگر
دیدهٔ جان من بیچاره بینا کردهای
هوش مصنوعی: چهرهٔ درخشان تو مانند ماه و خورشید، چشمان من را که قبلاً نابینا بود، بینا کرده است.
ای دل سرگشته بازت آتشی در جان فتاد
از دو زلف و روی او با خود چه سودا کردهای
هوش مصنوعی: ای دل نگران، دوباره آتش عشق او در وجودت شعلهور شده است. با دیدن زلف و چهرهاش، چه آرزویی در دل داری؟
خانهٔ خود را سیه کردی و ما سرگشتهایم
خانهای در شَست زلفش باز پیدا کردهای
هوش مصنوعی: تو خانهات را تاریک و غمناک کردی و ما در جستجوی روشنایی هستیم، اما تو در پیچ و خم موهایش، خانهای روشن و آسوده یافتهای.
در سرابُستان جان آخر چرا ای سرو ناز
روی در گلهای بستان پشت بر ما کردهای
هوش مصنوعی: چرا ای سرو زیبا، در این بیابان بی آب و علف، از ما روی برگرداندهای و در گلزارها پنهان شدهای؟
ای سرشک دیدهٔ غمدیدهٔ ما از چه روی
راز ما را در جهان یکباره افشا کردهای
هوش مصنوعی: ای اشک چشمان غمگین ما، چرا راز دل ما را به یکباره در دنیا فاش کردی؟