برگردان به زبان ساده
چو سروش گر به آب دیده شانم
روانش جان چو گل بر سر نشانم
اگر سروش را بر آب دیده جای دهم، روانش همچون گل سر مینشانم.
چه کردم جز وفاداری که دایم
ز جان زهر فراقت را چشانم
هوش مصنوعی: من جز وفاداری چه کار کردهام که همیشه از دل، طعم زهر جدایی را میچشم.
نگارینا خبر داری که هر دم
برد خیل خیالت مو کشانم
هوش مصنوعی: عزیزم، آیا میدانی که هر لحظه با تصویر خیال تو، خود را به خواستههای تو نزدیکتر میکنم؟
خیالت گر شبی مهمانم آید
به جان تو که بر چشمش نشانم
هوش مصنوعی: اگر فکر تو شبی به سراغم بیاید، به خاطر تو بود که در چشم من نشانهای از تو وجود دارد.
ز تاب آتش هجرت جهان سوخت
مگر زآب وصالت وانشانم
هوش مصنوعی: از شدت درد و رنج هجرت، جهان به آتش درآمد، اما تنها با آب وصال تو میتوانم این آتش را خاموش کنم.
اگر پای سگ کوی تو بوسم
نیاید در نظر گردن کشانم
هوش مصنوعی: اگر نتوانم پای سگی را که در کوی توست ببوسم، پس چرا در نظر دیگران خود را بزرگ نشان دهم و گردن کشی کنم؟
ز دامانش ندارم دست امّید
دلا تا در جهان باشد نشانم
هوش مصنوعی: من امیدی به دامن او ندارم، ای دل، تا زمانی که در این دنیا نشانی از من باشد.