برگردان به زبان ساده
بدانست سالار چین کان سخُن
چنان است کافگند آن مرد بُن
هوش مصنوعی: سالار چینی متوجه شده است که این گفتار به گونهای است که سخن آن مرد به عمق و حقیقت میرسد.
بفرمود تا برنهادند بار
سوی چین کشیدند از مرغزار
هوش مصنوعی: فرمان داد که بار را بر زمین بگذارند و به سمت چین حرکت کردند و از دشت و مراتع گذشتند.
شد از رفتنش آتبین شادمان
تو گفتی سرآمد مر او را غمان
هوش مصنوعی: با رفتن او، آتش درونم خاموش شد و خوشحال شدم؛ تو گفتی دیگر غم و اندوه او به پایان رسیده است.
فرستاد لختی سواران ز پس
بجستند بیشه، ندیدند کس
هوش مصنوعی: سواران به سرعت به دنبال چیزی به دل جنگل رفتند، اما هیچ چیزی ندیدند.
بر آن کوه یک هفته کرد او درنگ
نیامد دلش سیر از آن خارهسنگ
هوش مصنوعی: او به مدت یک هفته روی آن کوه توقف کرد، اما دلش از دیدن آن سنگهای زبر و سخت خسته نشد.
به شبگیرِ هشتم بنه برگرفت
فرود آمد از کوه و ره برگرفت
هوش مصنوعی: در شب هشتم، او بار خود را برداشت و از کوه پایین آمد و به راه خود ادامه داد.
همی رفت تا پیش دریا کنار
سراپرده زد بر لب جویبار
هوش مصنوعی: او به سوی دریا رفت و در کنار جویبار، چادر برپا کرد.
سپاه بهک دید و کشتی و ساز
ز ماچین همانگه رسیده فراز
هوش مصنوعی: سپاه بهک را دیدند و کشتیها و سازها را از ماچین که در آن زمان به اوج خود رسیده بود.
بسی گونهگون هدیه و خوردنی
ز پوشیدنی هم ز گستردنی
هوش مصنوعی: هدیهها و خوراکیهای متنوعی وجود دارد، که برخی از آنها به لباسها مربوط میشوند و برخی دیگر به وسایل و امکانات مختلف.
کسانی که دانند در آب راه
تنی ده فرستاد نزدیک شاه
هوش مصنوعی: افرادی که علم و دانش لازم را دارند، میدانند چگونه در آب شنا کنند و در موقع نیاز به نزد شاه مراجعه میکنند.
نبشته به طیهور شه نامهای
به دست سرافراز خودکامهای
هوش مصنوعی: نامهای نوشته شده در دیوان شاهی به دست کسی که خود را بسیار مغرور و سرافراز میداند.
از آن، آتبین سخت شادی نمود
بدان نامدار آفرین برفزود
هوش مصنوعی: آتشنشین بسیار خوشحال شد و به خاطر آن نامی که به او داده شده، توانست بر افتخارات خود بیفزاید.
یکی هفته دیگر به دریا کنار
درنگ آمدش تا بر آراست کار
هوش مصنوعی: یک هفته دیگر در کنار دریا ماند و به کارهایش رسیدگی کرد.
به هشتم به کشتی نشستند شاد
روان گشت کشتی به کردار باد
هوش مصنوعی: آنها با دلهای شاد سوار بر کشتی شدند و کشتی به خوبی تحت تأثیر باد حرکت کرد.
شب و روز یک ماه کشتی چو تیر
به دریا همی راند ملّاح پیر
هوش مصنوعی: کشتیبان پیر شب و روز به مانند تیر، کشتی را به دریا میراند.
ز عقرب چو بنمود رخساره ماه
جزیره پدید آمد و دید شاه
هوش مصنوعی: چشم ماهی که از پس ابرها نمایان شد، جزیرهای زیبا به وجود آمد و شاه آن را دید.
فرو داشت کشتی به یک منزلی
شد آشفته مردم ز خیره دلی
هوش مصنوعی: کشتی به یک محل رسید و مردم از حیرت و تعجب به هم ریخته و آشفته شدند.
بماندند از آن کوه و دریا شگفت
همی هر کس اندیشهای درگرفت
هوش مصنوعی: از آن کوه و دیاری شگفتانگیز، هر کسی به تفکری مشغول شد و همچنان در آنجا ماند.
همی آتبین گفت کای کردگار
توانا و دانا و پروردگار
هوش مصنوعی: آتشبان گفت: ای خداوند توانا، دانا و پروردگار!
ز دریا تو آری چنین کُه برون
نهان داری آتش به سنگ اندرون
هوش مصنوعی: از دریا برمیآیی، اما مانند کوه آتش را در دل خود پنهان کردهای.
سراسر شگفت است کردار تو
جهانی همه خیره از کار تو
هوش مصنوعی: رفتار تو در هر گوشهای شگفتانگیز است و جهانیان از کارهای تو شگفتزده و متعجباند.
وز آن جا یکی نامزد کرد شاه
فرستاد ..................................
هوش مصنوعی: از آن جا یکی برگزیده شده و شاه را برای این منظور فرستاد.
یکی نامه فرمود خسرو درست
چو پیش بهک کرده بود از نخست
هوش مصنوعی: خسرو یک نامه نوشت که به درستی و با دقت تنظیم شده بود، همانگونه که از ابتدا پیشبینی شده بود.
به دست فرستادهٔ خویش داد
بشد تا بر شاه ماچین چو باد
هوش مصنوعی: فرستاده خود را فرستاد تا پیام را به شاه برساند، مانند باد که سریع و چابک است.
ز کار خودش یکسر آگاه کرد
گله هرچه کردش ز بدخواه کرد
هوش مصنوعی: او از کار خود به طور کامل باخبر شد و به تمام افراد گروهش آگاهی داد که هر چه به او آسیب رساندهاند، از حسد و دشمنی بوده است.
رسیدند نزدیک دربند شاد
نگهبانِ دربند آواز داد
هوش مصنوعی: به نزدیکی دروازه رسیدند و نگهبان دروازه با خوشحالی صدا زد.
که این نامداران کهاند و چهاند؟
بدین آمدن نزد ما بر چهاند؟
هوش مصنوعی: این ناموران چه کسانی هستند و چه ویژگیهایی دارند؟ چرا به اینجا نزد ما آمدهاند؟
فرستهیْ بهک پاسخ آورد باز
که ای نامور مهتر سرفراز
هوش مصنوعی: پاسخی از فرستاده به او رسید که ای سرآمد و بزرگوار، تو به مقام والایی دست یافتهای.
ز ماچین رسولیم نزدیک شاه
اگر رای بینی کنون راه خواه
هوش مصنوعی: ما از طرف پیامبر نزدیک شاه هستیم، اگر نظر و رأی او را ببینی، اکنون باید راهی را که میخواهد انتخاب کنیم.
همان گه سواری فرستاد مرد
به طیهور، وز کارش آگاه کرد
هوش مصنوعی: به همین زمان، مردی سواری را به سوی فردی دیگر فرستاد تا از کار او آگاه شود.
فرستاد طیهور مردی بزرگ
به دربند با صد سوار سترگ
هوش مصنوعی: یک مرد بزرگ به همراه صد سوار قدرتمند به دربند فرستاده شد.
بیامد، به دربندشان راه داد
همان راهشان تا درِ شاه داد
هوش مصنوعی: به دروازهای که در آنجا زندانیان بودند، اجازه ورود داد و همان مسیری را که آنها داشتند تا درب شاه ادامه داد.
فرستادگان چون بدیدند تخت
همی هرکسی آفرین خواند سخت
هوش مصنوعی: وقتی فرستادگان تخت را دیدند، هر کس به شدت از آن تمجید کرد.
بدادند پس نامه هر دو بدوی
سوی ترجمان کرد طیهور روی
هوش مصنوعی: پس هر دو نامه را به سرعت به ترجمان دادند و او با شوق و اشتیاق پاسخ داد.
بفرمود تا نامه برخواندند
ز هر گونهای داستان راندند
هوش مصنوعی: فرمان داد تا نامهای را بخوانند و از هر نوع داستانی در آن سخن بگویند.