برگردان به زبان ساده
به راه بیابان به جایی رسید
که آبی که بود ایستاده بدید
هوش مصنوعی: در مسیری که در بیابان پیش میرفتم، به مکان خاصی رسیدم که در آن آب به صورت ساکن و آرامی دیده میشد.
کسانی که مصروع بودند و سست
به دل ناتوان و به تن نادرست
هوش مصنوعی: افرادی که ضعف روحی و جسمی دارند، همیشه در شرایط نامساعد حکمفرما هستند.
همه خندهای خوش بر ایشان فتاد
به آب اندر افتاد مانند باد
هوش مصنوعی: همه خوشحال و خندان بودند، اما ناگهان با یک اتفاق ناگوار، مانند بادی که به یکباره می وزد، زندگیشان دچار تغییر شد.
چو مرده در آن آب بیهوش شد
از آن آگهی چون برِ کوش شد
هوش مصنوعی: وقتی که مانند مرده در آن آب بیهوش شد، به همین دلیل متوجه شد که باید تلاش کند.
شتابان بیامد به دیدار آب
کشیدند بیرون هم اندر شتاب
هوش مصنوعی: به سرعت به سمت آب آمدند و با عجله آن را برداشتند.
منادیگری بانگ زد بر سپاه
که دارید از این آب خود را نگاه
هوش مصنوعی: یک شخصی که در بالای دچار بر روی لشکر فریاد میزند که مراقب باشید و از این آب برای خود محافظت کنید.
مبادا کز این آب هرگز چشید
که پس چادر مرگ در سر کشید
هوش مصنوعی: مبادا از این آب بخوری، زیرا پس از آن مرگ بر تو سایه خواهد افکند.
بفرمود تا مردگان را ز آب
کشیدند هم در زمان بر شتاب
هوش مصنوعی: فرمان داد تا مردگان را از آب بیرون کشیدند و همزمان با سرعت عمل کردند.
چو باد شمالی بر ایشان وزید
به هوش آمد و این شگفتی که دید؟
هوش مصنوعی: زمانی که باد شمالی بر آنها وزید، به هوش آمدند و از این شگفتی که مشاهده کردند، متعجب شدند.
سبک گشته آنکس که بودی گران
به رنگ و به تن بهتر از دیگران
هوش مصنوعی: آن کسی که به خاطر زیبایی و ظاهرش از دیگران برتر به نظر میرسید، حالا سبکتر و سادهتر شده است.
همه سستی و رنج از او گشته دور
شد آن ماتم سخت مانند سور
هوش مصنوعی: تمام ناراحتیها و زحمتها از بین رفته و آن عزاداری سخت به شادی و جشن تبدیل شده است.
بفرمود تا ز اندلس هرکه هست
به تن سست و مصروع و بی پای و دست
هوش مصنوعی: به دستور او، هر کسی از اندلس که در جسم ضعیف و بیمار و بدون پا و دست است، به اینجا بیاورید.
بریدش برآن آب تا مرد سست
بشوید تن و زود گردد درست
هوش مصنوعی: او را به آب ببر تا ضعفش برطرف شود و به زودی توانمند گردد.
بسی حوضها نام خود برنبشت
دگر کرد از این سان و دیگر بهشت
هوش مصنوعی: بسیاری از حوضها نام خود را نوشتهاند، اما حالا تغییر یافتهاند و به شکل دیگری درآمدهاند که حتی بهشتی دیگر شدهاند.
سلیمان گذر کرد روزی برآن
بدید آن همه حوضها بیکران
هوش مصنوعی: روزی سلیمان از کنار حوضهای زیاد و بیپایان عبور کرد و آنها را مشاهده کرد.
بفرمود تا آصف برخیا
که دانست کردن همی کیمیا
هوش مصنوعی: آصف برخیا دستور داد زیرا می دانست که چگونه می توان کیمیا (طلایابی) انجام داد.
برآورد از آن شارستانی به رنج
نهاد اندر او هرچه بودش ز گنج
هوش مصنوعی: از آن شهر بزرگ، با زحمت و درد، هر چه داشته از ثروت و دارایی را به آنجا آورد.
درآورد دیوارش از گِردِ آب
کشیده سر کنگره بر سحاب
هوش مصنوعی: دیوارش را دور آب کشیده و سر برج آن به آسمان رسیده است.
نهادش به نیرنگ از آنسان نهاد
که هرگز درش کس نداند گشاد
هوش مصنوعی: او به گونهای طرحی را ترتیب داده که هیچکس هرگز نتواند آن را بفهمد یا کشف کند.
به دیوار او گر برآید همی
زند خنده بر روی مردم همی
هوش مصنوعی: اگر او به دیوار برسد، به راستی که بر روی مردم لبخند میزند.
بدان شارستان اندر افتد نگون
نداند کسی کان چرا است و چون
هوش مصنوعی: در یک محیط خاص، اتفاقاتی رخ میدهد که هیچکس دلیل و علت آنها را نمیداند و هیچکس از آن آگاه نیست.
به گیتی مر او را نبینند باز
ندانست کس را که چون است راز
هوش مصنوعی: در دنیا کسی هرگز او را دوباره نخواهد دید و هیچکس نمیداند که حقیقت او چه نوعی است.
هر آنکس که او بگذرد بر درش
ز بانگ سگان خیره گردد سرش
هوش مصنوعی: هر کسی که از دیجور او بگذرد، صدای سگان حامی او را میشنود و به خاطر آن متوقف میشود و سرش را بلند میکند.