برگردان به زبان ساده
چو گیتی سیه گشت همرنگ دود
ستاره یکی روشن او را نمود
هوش مصنوعی: وقتی دنیا به تاریکی و ناامیدی فرو رفت، یک ستاره روشن به ما نشان داد که هنوز امیدی وجود دارد.
بدو گفت کاین را گذرگاه کن
فرود آی روز و به شب راه کن
هوش مصنوعی: به او گفت که اینجا را برای عبور فراهم کن و در طول روز در این مکان بمان و شب را نیز به سفر بپرداز.
تو یک هفته در بیشه میدار رنج
که بر نگذرد روز بر بیست و پنج
هوش مصنوعی: تو یک هفته در جنگل با غم و درد به سر میبری، اما روز بیست و پنج هرگز نمیگذرد.
که باز آن به آباد کشور شوی
چو بودی تو با تخت و افسر شوی
هوش مصنوعی: اگر تو دوباره سرزمین را آباد کنی، همچون زمانی که بر تخت و تاج نشسته بودی.
مکن دیو را دست بر خود دراز
که از ماست یزدان ما بینیاز
هوش مصنوعی: دستت را به سمت دیو دراز نکن، زیرا یزدان از ما بینیاز است.
بدو گفت کوش ای سر راستان
مرا با تو مانده یکی داستان
هوش مصنوعی: او به او گفت: تلاش کن، ای کسی که راست و درست هستی، من و تو یک داستان مشترک داریم که باید آن را ادامه دهیم.
بگو تا تو ایدر چرا آمدی
ز تخم کهای وز کجا آمدی؟
هوش مصنوعی: بگو چرا به اینجا آمدی و از کجا به دنیا آمدهای؟
چنین پاسخش داد فرزانه پیر
که کار من آیدت نادلپذیر
هوش مصنوعی: سخن خردمند سالخورده این بود که کار من برای تو غیرقابل قبول خواهد بود.
من از تخم جمشید دارم نژاد
که مهتر پسر را چنین پند داد
هوش مصنوعی: من از نسل جمشید هستم و به همین خاطر به پسران که بزرگتر از خود هستند، اینگونه نصیحت میکنم.
که دل در سرای سپنجی مبند
که نوشش کَبَست است و بارش گزند
هوش مصنوعی: دل خود را در جایی نگذار که بیثبات و ناپایدار است، زیرا در آنجا ممکن است شادمانی به تلخی تبدیل شود و از آنجا آسیب ببینی.
به دانش بری رنج، بهتر بود
کجا بارِ دانش بدان سر بود
هوش مصنوعی: دانش را به دست آوردن زحمت دارد، اما بهتر است که در این مسیر، بار سنگین علم را بر دوش بکشیم و به آن افتخار کنیم.
بدان جاودانه جهان بر تو رنج
که هست این جهان چون سرای سپنج
هوش مصنوعی: بدان که این دنیا همواره برای تو مایۀ رنج خواهد بود، زیرا این جهان مانند خانهای موقت و بیثبات است.
اگر زن کنید آرزو از تبار
بجویید نامی زنی هوشیار
هوش مصنوعی: اگر در پی آرزوهای خود هستید، از نسلی انتخاب کنید که نامش نشاندهندهی فردی باهوش و با درایت باشد.
چو فرزند گردد میانه پدید
یکی دامن از وی بباید کشید
هوش مصنوعی: وقتی که فرزندی به میان میآید، باید برای او دست حمایت و محبت را دراز کنیم.
میان بستن از پیش یزدان پاک
نمودن پرستش به امّید و باک
هوش مصنوعی: در بین کارهای خود، انسان باید به یزدان پاک اشاره کند و عبادت را با امید و نگرانی انجام دهد.
کرا آرزو نیست فرزند و زن
ز مردم شود دور و از انجمن
هوش مصنوعی: کسی که آرزویی برای داشتن همسر و فرزند ندارد، از جمع مردم دور میشود و از اجتماع بیبهره میماند.
ز گیتی یکی گوشه آرد به دست
شود تا بود زنده یزدانپرست
هوش مصنوعی: از دنیا یک گوشه به دست میآورد که در آن، انسان زندهای که خدادوست است، باقی ماند.
از ایشان یکی بازپستر منم
که بگداخت زین سان که بینی تنم
هوش مصنوعی: من هم از آنها یک نفرم که به خاطر این مسائل در درون خودم ذوب شدهام و حالا وضعیت بدی دارم که تو میبینی.
ز شهری کجا «سوگواران»ش نام
برفتم من ایدر گرفتن کنام
هوش مصنوعی: از شهری که مردمش در غم و اندوه به سر میبرند، من بازگشتهام. اکنون در اینجا، در جستجوی مکانی آرامش میگردم.
ز خویشان شدم دور وز شهر خویش
خرد مر مرا باد بر زهر بیش
هوش مصنوعی: از خویشاوندان خود دور شدم و از دیار خود نیز جدا گشتم. احساس میکنم هر چه که بیشتر در این تنهایی هستم، تلخی و سختی زندگی برایم بیشتر میشود.
از ایدر بدان شهر ده روزه راه
همه بیشهٔ ژرف و آب و گیاه
هوش مصنوعی: به سمت آن شهر که ده روز با آن فاصله است، باید از جنگلهای انبوه و آب و گیاه عبور کنیم.
به هر چند سالی ز خویشان من
بیایند ازآن پاککیشان من
هوش مصنوعی: در هر چند سالی که خانوادهام بیایند، از آن پاکی و نجابت من هیچ کاهشی نخواهد داشت.
ز دانش بپرسند و گردند باز
همین است کار و همین است راز
هوش مصنوعی: از علم و دانش سوال کنند و به همین نتیجه برسند، که این همان وظیفه و همین راز هست.
ببوسید پس دستِ فرزانه، کوش
پسودش دو رخساره بر یال و گوش
هوش مصنوعی: دست شخصی با خرد را ببوس، زیرا که چهرهاش بر روی یال و گوشاش نشسته است.