برگردان به زبان ساده
چو آگاهی آمد به کوش سترگ
که آمد سپاهی بدان سان بزرگ
هوش مصنوعی: زمانی که آگاهی به وجود آمد و خبری مهم و بزرگ به گوش رسید، مانند ورود یک ارتش بزرگ، احساساتی شگرف در دلها ایجاد شد.
نیامد به دلش اندر اندیشه هیچ
بفرمود تا کرد لشکر بسیچ
هوش مصنوعی: او هیچ تفکری به دلش خطور نکرد و دستور داد تا لشکری فراهم کنند.
گمانی چنان برد کآن سروران
زبونند مانند آن دیگران
هوش مصنوعی: برخی از افراد فکر میکنند که آن بزرگان و سروران هم مانند دیگران ضعیف و ناتوان هستند.
گذر کرد بر آب ششصد هزار
بیاورد رزمآزموده سوار
هوش مصنوعی: شخصی بر روی آب عبور کرد و ششصد هزار سوار جنگی ماهر را با خود آورد.
از آن بیرگان لشکر آگه نبود
کران در زمین همچو دودی نمود
هوش مصنوعی: از آن لشکر بیرکان هیچ کس نمیدانست که سرزمینها به اندازهای وسیعاند که مانند دودی در فضا پخش شدهاند.
به نزدیکی شاه مازندران
سراپرده زد کوش با سروران
هوش مصنوعی: در نزدیکی شاه مازندران، خیمهای برپا کرد که همراه با بزرگان و سرداران بود.
چو سنجه چنان دید شد کار خام
سپاهی فرستاد نزدیک سام
هوش مصنوعی: پس از آنکه سنجه (معیار) این کار را مشاهده کرد، کار ناامیدکننده و ناپختهای بود. در نتیجه یک سپاه را به نزد سام فرستادند.
بدان تا بدیشان بگیرند راه
وز آن دشت برداشت یکسر سپاه
هوش مصنوعی: بدان که وقتی آنها راه را پیدا کنند، تمام سربازان از آن دشت عبور خواهند کرد.
چو حلقه به گردش در آمد به شب
نه آواز کوس و نه شور و جلب
هوش مصنوعی: زمانی که حلقه به چرخش درآید، شب فرا میرسد و نه صدای ساز به گوش میرسد و نه شور و هیجانی وجود دارد.
همه راه بگرفت بر لشکرش
گزند آمد از آسمان بر سرش
هوش مصنوعی: همه راهها بر روی لشکر او بسته شد و خطر از آسمان بر سرشان آمد.
چو گردون ز رنگ سیه پاک شد
جهان را سیه پیرهن چاک شد
هوش مصنوعی: وقتی آسمان از رنگ سیاه پاک شود، جهان نیز از سیاهی رهایی خواهد یافت.
برآویختند و برانگیختند
ز خون خاک با گِل برآمیختند
هوش مصنوعی: آنها از خون و خاک همدیگر جدا شدند و با گل آمیخته شدند.
چپ و راست، پیش و پس سروران
گرفته سیاهان مازندران
هوش مصنوعی: در هر گوشه و کنار، از بالا تا پایین، فرمانروایان مازندران در دست سیاهان قرار گرفتهاند.
همی گفت کوش ای دلیران من
ستوده سواران و شیران من
هوش مصنوعی: دلیران من، سواران و شیران من، توجه کن و کوشش کن!
نه هنگام سستیست، کوشش کنید
بر این دشمنان خاک پوشش کنید
هوش مصنوعی: در این شرایط، زمان تنبلی نیست؛ تلاش کنید و بر این دشمنان غلبه کنید.
دلیران به کف برنهادند جان
ببستند یکسر عنان در عنان
هوش مصنوعی: دلیران جان خود را به خطر انداختند و با شجاعت تمام، reins (عنانی) خود را در یک جهت رها کردند.
سیاهان مازندران با فرسب
به یک چوب گردان فگندند از اسب
هوش مصنوعی: مردم سیاهپوش مازندران با یک چوب گردان از اسب به زمین افتادند.
ز بس های و هوی و ز بس چاک چاک
همی گشت مریخ را زَهره چاک
هوش مصنوعی: به خاطر سر و صدای زیاد و جنجالهای فراوان، مریخ به شدت تحت فشار قرار گرفت و از شدت این هیاهو به حالت شکاف و آسیب دچار شد.
برآویخت با کوش، دیو سفید
پسِ پشت پولاد و غندی و بید
هوش مصنوعی: شخصی با تلاش و کوشش خود، به مقابله با یک دیو خطرناک که از خیال و ترس او به وجود آمده، پرداخته است. این دیو در پس موانع سخت و محکم قرار دارد.
گرفته به دو دست، چوب فرسب
پیاده همی کوفت بر مرد و اسب
هوش مصنوعی: با دو دست چوبی قدیمی، به شدت بر بدن مرد و اسب میکوبید.
کس از چنگ آن تیزچنگ اژدها
نیامد به جان، ای شگفتی، رها
هوش مصنوعی: هیچکس از چنگال تیز و خطرناک اژدها نجات پیدا نکرد، چه شگفتانگیز است که رها شدهام.
رجاموس کردهست گفتی مگر
که آهن نیامد بدو کارگر
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که گفته شده است، آیا ممکن است آهن به اینجا نیاید و این کار را انجام ندهد؟
بکوشید با او سپهدار کوش
نه با اسب پا و نه با کوش توش
هوش مصنوعی: تلاش کن تا با سپهسالار بچنگی، نه با پای اسب و نه با نیروی بدنی.
سپاهش همه روی برگاشتند
سپهدار را خوار بگذاشتند
هوش مصنوعی: سربازان همه به سمت او نگاه کردند و فرمانده را به حالت تحقیر رها کردند.
بریده ز سالار لشکر امید
که جان کی رهاند ز دیو سپید
هوش مصنوعی: از فرمانده و پیشوای خود دور شدهای و در جستجوی امید هستی که آیا جانت از چنگ دیو خطرناک نجات پیدا میکند یا نه.
چو هنگام شب گشت، برگشت کوش
همی تا نماندش در اندام توش
هوش مصنوعی: وقتی شب فرارسید، او تلاش کرد که به خانه برگردد تا دیگر چیزی از توانش در بدنش نماند.
برون رفت با لشکری زآن میان
مر آن دیگران را سر آمد زمان
هوش مصنوعی: از میان آن جمع، گروهی خارج شدند و برای دیگران زمان به پایان رسید.
به مصر آمد و لشکر آن جا بماند
تنی چند با خویشتن برنشاند
هوش مصنوعی: او به مصر رفت و سپاهش را در آنجا رها کرد و چند نفر را با خود همراه کرد.
ز بیم سیاهان نیارست بود
بسی رنج بر خویشتن برفزود
هوش مصنوعی: از ترس سیاهان، انسان نتوانست به خود آرامش بدهد و به همین دلیل، بر رنج و اندوحاتش افزوده شد.