برگردان به زبان ساده
پس از بجّه و نوبه مردی درشت
پدید آمد و بختش آمد به مشت
هوش مصنوعی: پس از گذشت زمان، مردی قوی و بزرگ به وجود آمد که سعادت و خوشبختیاش را با تلاشی جدی به دست آورد.
دلیری چو آشفته پیل دژم
همه کار او سرکشی و ستم
هوش مصنوعی: شجاعت و جسارت همچون فیل خشمگین، در کارهای او همواره طغیان و ظلم وجود دارد.
جوانی پسندیده و رهنمای
به نیرو و نیرنگ و فرهنگ و رای
هوش مصنوعی: جوانی را که دارای ویژگیهای خوب و تواناییهای فکری و فرهنگی است، باید تحسین کرد.
مگر نام آن نامور «سنجه» بود
که دیو دلاورش در پنجه بود
هوش مصنوعی: آیا ممکن است که نام آن فرد مشهور و شناخته شده، به قدری بزرگ و با اعتبار باشد که شجاعت و دلیریاش در دستان یک دیو قرار گرفته باشد؟
سپاهی دلاور پدیدار کرد
بدیشان تنی چند سالار کرد
هوش مصنوعی: یک جنگجوی شجاع خود را به نمایش گذاشت و چند نفر از آنها را به رهبری برگزید.
یکی پهلوان بود «ارندو» به نام
نیا نوح پیغمبر و باب حام
هوش مصنوعی: در زمانهای پیش، مردی قوی و شجاع به نام نیا وجود داشت، که به نوح پیامبر و پدر حام نسبت داده میشود.
تنی چون هیون داشت و چرمی سپید
ز نیروی او بوده بیم و امید
هوش مصنوعی: او بدنی مانند اسب و پوستی سفید داشت، از نیروی او هم ترس و هم امید وجود داشت.
به گفتار نوبی چنان راندند
که دیو سپیدش همی خواندند
هوش مصنوعی: در صحبت کردن به گونهای رفتار کردند که حتی دیو سپید نیز به آن اعتراف میکرد و به آن پاسخ میداد.
به نیروی او اندر آن مرز، مرد
ندیدند هنگام ننگ و نبرد
هوش مصنوعی: در این سرزمین به یاری او، مردانی را در زمان شرمندگی و جنگ نبینی.
چو شاخ درختان یکی بال اوی
چو پیل ژیان گردن و یال اوی
هوش مصنوعی: چون شاخههای درختان یکی از بالهای او مانند است و یال او شبیه به یال فیل است که در حالت حرکت گردان است.
دگر دیو دستان و دیو سپید
چو ارژنگ و اولاد و غندی و بید
هوش مصنوعی: در این بیت به تضاد بین دو شخصیت یا موجود اشاره میشود. یکی از آنها دیوی است که دستانش به نوعی نمایانگر قدرت و تسلط است، و دیگری دیو سپید که ممکن است نمادی از شر یا معصومیت باشد. در واقع، به نوعی تضاد و رقابت میان این دو موجود و فرزندانشان اشاره میشود، که میتواند به احساسات و ویژگیهای متضاد در زندگی و طبیعت انسانی تعبیر شود.
همه پهلوان و همه نامدار
برآشفت نوبی بدان روزگار
هوش مصنوعی: در آن روزگار، همه قهرمانان و افراد مشهور به شدت خشمگین و ناراحت شدند.
سپاهی فراز آمد از کوه و دشت
که گردون از ایشان همی خیره گشت
هوش مصنوعی: نیرویی بزرگ و عظیم از کوهها و دشتها به میدان آمد که حتی آسمان نیز از دیدن آنها شگفتزده شد.
سپاهی دوباره هزاران هزار
فراز آمدند از درِ کارزار
هوش مصنوعی: سپاهیان دوباره به تعداد زیادی از در میدان جنگ وارد شدند.
به بالا یکایک درخت بلند
همه نامدار و همه زورمند
هوش مصنوعی: درختان بلند و نامدار در بالای خود، همگی قوی و با قدرت هستند.
به پیش اندرون سنجه و باربید
چپ و راست، ارژنگ و دیو سپید
هوش مصنوعی: در برابر تو، سنجه و باربید را به سمت چپ و راست میزنند، و همزمان ارژنگ و دیو سپید نیز در حال پیشروی هستند.
ز نوبه به راه «سوان» آمدند
چو سیل سپاه روان آمدند
هوش مصنوعی: از زنده شدن دوباره، گروهی مانند سیل به سمت راه شتافتند و جمعیتی به راه افتادند.
گرفتند سر تا بسر باختر
بپرداختند آن همه بوم و بر
هوش مصنوعی: آنها با تمام وجود و همت خود به سراغ باختر رفتند و برای آن منطقه، تمام تلاش و منابع خود را صرف کردند.
همه مرزداران کشیدند رخت
به جایی که بود استواریش سخت
هوش مصنوعی: همه نگهبانان سلاحهای خود را برداشتند و به جایی رفتند که استحکاماتش بسیار قوی بود.
سیاهان همه مرز بگذاشتند
همه هرچه دیدند برداشتند
هوش مصنوعی: همه سیاهپوستان مرزها را کنار گذاشتند و هر چیزی را که دیدند، برداشتند.
به تاراج و خون دست کرده دراز
چنین تا به رقّه رسیدند باز
هوش مصنوعی: به خاطر تصرف و کشتار، دست دراز کردهاند تا به جایی حساس و دردناک رسیدند.