برگردان به زبان ساده
بترسید مردم ز پیغام اوی
بدادند هم در زمان کام اوی
هوش مصنوعی: مردم باید از پیام او به شدت بترسند، زیرا او در زمان خوشی و رفاه خود، این پیام را فرستاده است.
گشادند شهر و شدندش به پیش
همی هدیهای ساخت هر یک ز خویش
هوش مصنوعی: شهر را گسترش دادند و هر کس به برگزاری و تقدیم هدیهای از جانب خود تلاش کرد.
فراوان گهر بر سرش ریختند
بسی لابه و پوزش انگیختند
هوش مصنوعی: برایش جواهرات زیادی ریختند و به خاطر این کارها، خیلی از او خواهش و عذرخواهی کردند.
بپرسیدشان کوش و پس با سپاه
به شهر اندر آمد به ایوان شاه
هوش مصنوعی: از آنها پرسیدند و سپس با گروهی به شهر رفتند و به کاخ پادشاه وارد شدند.
سرای قراطوس پُر گنج دید
که دست نویسنده بر رنج دید
هوش مصنوعی: در خانهای پر از گنج، نویسندهای را مشاهده کرد که به سختی و زحمت در حال نوشتن است.
شتر خواست از دشت و مردان کار
بفرمود تا ساربان کرد بار
هوش مصنوعی: شتر از بیابان خواست تا بارش را ببرند و مردان را برای این کار فرمان داد تا بار را بر دوش شتر بگذارند.
به یک هفته گنج قراطوس شاه
تهی کرد و برداشتش تاج و گاه
هوش مصنوعی: در مدت یک هفته، گنج عظیم قراطوس شاه را خالی کرد و تاج و تختش را برداشت.
به هشتم به لشکرگه آورد گنج
رها کرد در شهر مردان رنج
هوش مصنوعی: در روز هشتم، او گنج را به میدان نبرد آورد و در شهر مردان، رنج و درد را رها کرد.
سواران شمشیرزن سی هزار
چنین گفت با لشکری نامدار
هوش مصنوعی: سی هزار سوار شجاع و کارآزموده با لشکری برجسته و مشهور به این سخن گفتند.
که بی مُهر و فرمان من زآن سپاه
نباید که در شهر یابند راه
هوش مصنوعی: کسی که بدون اجازه و دستور من باشد، نباید از آن سپاه در شهر عبور کند یا ورود پیدا کند.
سپاه قراطوس را زآن سپس
فرستاد با نامهها چند کس
هوش مصنوعی: پس از آن، گروهی را به همراه نامههای متعدد به سوی سپاه قراطوس فرستاد.
که دادم شما را به جان زینهار
پیاده هر آن کس که هست و سوار
هوش مصنوعی: من شما را به جانم سپردم، پس مراقب باشید که هر کسی که باشد، چه پیاده و چه سوار، باید مورد احتیاط قرار گیرد.
به لشکرگه آرید خرگاه خویش
به جان ایمن از تیغ بدخواه خویش
هوش مصنوعی: به میدان جنگ کاروان خود را بیاورید و جانتان را از خطر دشمن حفظ کنید.
اگر پیش تو سرد گوید کسی
ز ما خواری آید بر او بر بسی
هوش مصنوعی: اگر کسی در نزد تو از ما به زبان سردی سخن بگوید، این موضوع باعث خوار و خفیف شدن او خواهد شد.
مگر خویش و پیوند آن تیرههوش
که گشتند با ما چنین سختکوش
هوش مصنوعی: آیا این خانواده و بستگان ما که با ما اینگونه جدیت و تلاش کردهاند، به خاطر هوش و ذکاوت خودشان است؟
کشیدن سر از راه شاه بلند
نگر، تا چه بار آورد جز گزند
هوش مصنوعی: از مسیر اصلی و مهم خارج نشو، زیرا این کار چه نتایجی به همراه دارد جز آسیب و خطر.
که ایشان گنهکار و بدگوهرند
به پادافره تیغ ما در خورند
هوش مصنوعی: این اشخاص از اهل گناه و بدی هستند و سزاوارند که به خاطر اعمالشان مجازات شوند.
چو از تیغ کوش ایمنی یافتند
به لشکرگه خویش بشتافتند
هوش مصنوعی: وقتی که آنها از خطر و تیرهای دشمن در امان شدند، به سرعت به سمت اردوگاه خود رفتند.
دگر روز گردنکشان و سپاه
بسی هدیه بردند نزدیک شاه
هوش مصنوعی: در روزی دیگر، قهرمانان و سربازان زیادی هدایایی را نزد شاه آوردهاند.
نهادند رخسارگان بر زمین
همی خواند هرکس بر او آفرین
هوش مصنوعی: صورتهای زیبا را بر زمین قرار دادند و هر کس به زیبایی آنها احسنت و تحسین میکند.
وزآن پس، چنین گفت هرکس که شاه
بیامرزد این بار ما را گناه
هوش مصنوعی: از آن پس، هرکس بگوید که شاه ما را ببخشد، گویی ما را مقصر میداند.
قراطوس بود و نیاگان او
نیاگان ما زیر فرمان او
هوش مصنوعی: قراطوس و اجداد او، اجداد ما نیز زیر نظر و اطاعت او بودند.
نه رای و نه آیین بد داشتیم
که راه نیاگان خود داشتیم
هوش مصنوعی: ما نه رأی و نه روشی ناپسند داشتیم، بلکه از راه و روش اجداد خود پیروی میکردیم.
چو گردن کشد بنده از شهریار
نباشد پسندیدهٔ هوشیار
هوش مصنوعی: وقتی که من گذاشته شده از طرف قدرت حاکم طغیانی کنم، این رفتار برای انسانهای با هوش و فرزانه پسندیده نیست.
کنون چون چنین روی برتافت بخت
از او بستد و شاه را داد تخت
هوش مصنوعی: اکنون که تو چنین رفتار کردی، بخت از او روی برگردانید و به شاه تخت و مقام را بخشید.
همه بندگانیم بستهمیان
وگر پیش تختش سرآید زمان
هوش مصنوعی: ما همه بندگان خدا هستیم و در دنیا به او وابستهایم، و زمانی که فصل حسابرسی برسد، همه باید در برابر او حاضر شویم.
رمانش بی زفر ننهیم پای
گر آمرزش آرَد به ما بر به جای
هوش مصنوعی: ما داستانش را بدون نقص و عیب نمیگذاریم؛ اگر بخشش و آمرزش به ما برسد، جای آن را خواهیم گرفت.
به رخ تازه شد کوش و بنواختشان
به اندازه بر پایگه ساختشان
هوش مصنوعی: به تازگی با تلاش و محبت از آنها استقبال شد و به اندازهای که شایستهاش بودند، برایشان پایهای محکم ساخته شد.
از این بار، گفتا، شما را گناه
ببخشودم و برنهادم به شاه
هوش مصنوعی: از این به بعد، گفت: من گناه شما را بخشیدم و شما را به پادشاهی بازمیگردانم.
اگر بار دیگر ز فرمان من
بتابید گردن ز فرمان من
هوش مصنوعی: اگر دوباره از اطاعت من سرپیچی کنید، مانند گردنی که از فرمان صرف نظر کند.
شما را به نزدیک من زینهار
نباشد، نه آمرزش آرم به کار
هوش مصنوعی: شما نزد من امنیت ندارید، من هیچ بخششی برای شما نمیتوانم انجام دهم.
کنون شاد و خشنود گردید باز
سراسر بدین لشکر آرید ساز
هوش مصنوعی: حالا با خوشحالی و رضایت دوباره به میدان بیاید و تمام تجهیزات را به این لشکر بیاورید.
به چیزی که آن دیگری راست، دست
نباید کشیدن چو بیهوش و مست
هوش مصنوعی: نباید به چیزی که دیگران درست میدانند، بیدلیل و بیتفکر دست بزنیم. مانند کسی که در حالت بیهوشی یا مستی است و نمیتواند خوب تصمیم بگیرد.
جز آن چیز کآن خود شما را بوَد
مگر بند کز سنگ خارا بوَد
هوش مصنوعی: به جز چیزی که متعلق به خودتان است، هیچ چیز دیگری برای شما وجود ندارد، مگر اینکه آن چیز همچون بندی از سنگ سخت و محکم باشد.
چو برداری آن را که بنهادهای
به بند اندری گرچه آزادهای
هوش مصنوعی: اگر چیزی را که خودت در دام افکندهای برداری، هرچند به نظر آزاد و رها میآیی، اما در واقع هنوز در بند آنی.
سپاه آفرین کرد و گشتند باز
کشیدند نزدیک او رخت و ساز
هوش مصنوعی: بنیادگذار ارتش را ترتیب داد و پس از آن به سوی او بازگشتند و لوازم و تجهیزات خود را نزدیک او آوردند.
وزآن پس به ایرانیان گفت شاه
که دشمن کنون با شما گشت راه
هوش مصنوعی: پس از آن، شاه به ایرانیان گفت که دشمن اکنون با شما در حال نبرد است.
برایشان نباید که خواری کنید
همه خوبی و سازگاری کنید
هوش مصنوعی: نباید در برابر آنها ذلت نشان دهید و باید تمام تلاشتان را برای خوبی و سازگاری بکنید.
بباشید با آن سپه یکدله
نخواهم که باشد کسی را گله
هوش مصنوعی: با آن گروه دلیر که یکدل و یکرنگ هستند بمانید، زیرا نمیخواهم کسی در دلش غمی داشته باشد.
بیامیخت آن هر دو لشکر بهم
بهم بودشان شادمانی و غم
هوش مصنوعی: دو لشکر با هم در هم آمیختند و حالاتی از شادی و اندوه در میان آنها وجود داشت.
سراپردهٔ دشمن و هرچه بود
بدیشان ببخشید و خوبی نمود
هوش مصنوعی: دوست با تمام مشکلات و سختیهایی که از سوی دشمنانش متحمل شده، با بزرگواری و نوعدوستی، همه آنها را فراموش کرده و به جای انتقامجویی، خوبی و نیکی را انتخاب کرده است.
زن و بچه و گنج او گاه خواب
به کشتی فرستاد از آن سوی آب
هوش مصنوعی: زن و بچه و ثروت او گهگاهی او را به دریا میفرستند تا از آن طرف آب چیزی بیاورد.