برگردان به زبان ساده
چو دارای چین دید کآمد سپاه
همه خیمهها دید بیراه و راه
هوش مصنوعی: وقتی چین را دید که سپاه زیادی آمده است، همه خیمهها را دید که نه در مسیر بودند و نه راهی برای عبور و مرور وجود داشت.
ببخشید دروازهها بر سران
سرا را ذبس داد بس بیکران
هوش مصنوعی: دروازهها بر سر افراد مسلط بسته شده و مانع پیشرفت آنها را فراهم کرده است. این وضعیت برای آنها بسیار محدود و بینهایت دشوار به نظر میرسد.
بیاراست باره به مردانِ مَرد
به هر برج عرّاده برپای کرد
هوش مصنوعی: به احترام مردان واقعی، عروسی با شکوه برپا کرد و برای هر یک از آنان جشن و سروری ترتیب داد.
ز بس منجنیق و کمانهای چرخ
ز بیمش نهان کشته گردنده چرخ
هوش مصنوعی: به خاطر ترس از تیرها و ابزار جنگی و قدرتی که دارند، من همیشه در سایه و پنهانی زندگی میکنم.
به گِردش یکی کنده بودی بزرگ
که نتوان بریدنش پیل سترگ
هوش مصنوعی: در اطراف او چالهای عمیق وجود داشت که هیچکس نمیتوانست آن را به آسانی بکند و از میان بردارد.
ره از شهر ببرید و در بست آب
سپاهی و شهری یله کرد خواب
هوش مصنوعی: مسیر را از شهر دور کن و در مسیر آب، سپاه و شهر آرام و آسوده خوابیدهاند.
سپهبد دگر روز بر گرد شهر
برآمد بدید آن گزاینده زهر
هوش مصنوعی: سردار در روز دیگر بر دور شهر ظاهر شد و آن فردی را که زهر پخش میکرد، مشاهده کرد.
دژم گشت و در کارش اندیشه کرد
پس آهنگ آن مایهور بیشه کرد
هوش مصنوعی: او غمگین شد و در مورد کارش فکر کرد، سپس تصمیم به رفتن به آن مکان پر از منابع و نعمتها گرفت.
بیاورد چندان درخت بلند
که پیل از کشیدن همی شد نژند
هوش مصنوعی: بیا چند درخت بلند بیاور که حتی فیل هم از کشیدن آنها خسته و ناتوان شود.
به هر جای بر، منجنیقی نهاد
به سنگ گران دست را برگشاد
هوش مصنوعی: در هر مکان، فردی که با قدرت و فشار بر منجنیق چیزهایی را پرتاب میکند، به ناگاه گرانبهایی را به دست میآورد و راهش را باز میکند.
کمانور ببارید تیر از دو روی
سپروَر پیاده شده رزمجوی
هوش مصنوعی: ای کمانداران، تیرهایتان را از دو طرف سپر رها کنید، چرا که رزمندهای پیاده آماده نبرد شده است.
دو ماه این چنین رزم، پیوسته بود
ز هر دو سپه کشته و خسته بود
هوش مصنوعی: در این متن به جنگی اشاره شده است که در آن دو طرف دچار خسارت و آسیبهای زیادی شدهاند. هر دو سپاه درگیر نبردی دشوار بوده و از همدیگر تلفات زیادی دادهاند و حالا در وضعیتی خسته و ناتوان به سر میبرند.
گشادن نشایست خمدان به جنگ
جهان بر دل سروران گشته تنگ
هوش مصنوعی: در این بیت به این اشاره میشود که گشایش و آرامش در دل کسانی که در میدان جنگ و مبارزه قرار دارند، به خاطر سختیهایی که به وجود آمده، دشوار و تنگ شده است. به عبارت دیگر، زمانی که جنگ و نزاع برقرار است، احساسات و آرامش افراد به شدت تحت تأثیر قرار میگیرد و برای آنها سخت میشود.
دگر باره گُردان به جنگ آمدند
بسی خستهٔ تیر و سنگ آمدند
هوش مصنوعی: دوباره به میدان جنگ آمدند، این بار با حالتی خسته و فرسوده از تیر و سنگ.
همی رزم کردند روزی دوبار
به سنگ و به پیکان زهرآبدار
هوش مصنوعی: یک روز دو بار در جنگ مبارزه کردند، با سنگ و نیزههای زهرآلود.
دگر چاره ماه اندر این شد درنگ
نشد باره ویران به تیر و به سنگ
هوش مصنوعی: دیگر راهی برای ماه وجود ندارد، و به همین خاطر بلاهایی که بر سرش آمده، نه با تیر و نه با سنگ قابل جبران نیست.
سپهدار قارن ز چاره بماند
جهان آفرین را فراوان بخواند
هوش مصنوعی: سردار قارن از تدبیر و چارهجویی ناتوان ماند و خداوند را بارها به یاری طلبید.
خزان آمد و روزگار دمه
ز چاره بماندند گردان همه
هوش مصنوعی: پاییز فرا رسیده و زمان برای یافتن راه حل به پایان رسیده است. همه در حال چرخش و دلنگرانی هستند.
بسی کشته آمد ز هر دو سپاه
بسی خسته بر سنگ و گشته تباه
هوش مصنوعی: بسیاری از جنگجویان از هر دو طرف کشته شدند و تعدادی هم بر روی سنگها افتاده و نابود شدند.