برگردان به زبان ساده
سرِ ماه پیش گروهی رسید
کز آن سان دگر آدمی کس ندید
هوش مصنوعی: گروهی به پیشانی ماه نزدیک شدند که هیچ کس دیگری را مانند آن ندید.
سرِ اسب و آواز مرغان خُرد
سکندر همه دل بدیشان سپرد
هوش مصنوعی: سردار سکندر در مقابله با سرسختی و چالشها، خود را در آغوش صدای پرندگان و زیباییهای طبیعت رها کرده و دل به آنها سپرده است.
بدان تا بداند زبانشان مگر
بسی رنج دید و ندید ایچ بر
هوش مصنوعی: بدان که زبان آنها تا چه اندازه درد و رنج کشیده است، حتی اگر چیزی ندیده باشند.
نه کس ترجمان یافت اندر میان
دژم گشت از او خسرو رومیان
هوش مصنوعی: هیچکس نتوانست در میان غم و اندوه، معنی او را درک کند و از همینرو خسرو رومیها دچار ناراحتی شد.
چو شب تیره شد پیش یزدان به پای
همی گفت کای داور رهنمای
هوش مصنوعی: وقتی شب تاریک شد، به پیش خداوند ایستاده میگوید: ای داور، ای راهنمای من.
سزد گر بیاموزی آوازشان
مرا، تا شوم آگه از رازشان
هوش مصنوعی: اگر بیاموزی صدایشان را به من، سزاوار است تا از رازهایشان باخبر شوم.
ز من بنده گفتار ایشان مپوش
بود کآگهی یابم از کار کوش
هوش مصنوعی: نکنه به حرفهای آنها گوش ندهی، زیرا میخواهم از کار و تلاش آنها آگاه شوم.
چو گسترد بر دشت، خورشید، فر
سراسر زمین گشت همرنگ زر
هوش مصنوعی: وقتی که خورشید در آسمان پخش میشود، تمام زمین به رنگ طلا درمیآید.
سکندر بیامد به دیدارشان
همان گاه دریافت گفتارشان
هوش مصنوعی: سکندر به دیدار آنها آمد و در همان زمان سخنانشان را شنید.
بدانست کایزد گشادهست راز
فرود آمد از اسب و بردش نماز
هوش مصنوعی: او متوجه شد که کسی که راز را فاش کرده است، برای احترام و شکرگزاری از اسب خود پیاده شد و به نماز پرداخت.
همی گفت کای پاک فریادرس
درِ بسته نگشایدم جز تو کس
هوش مصنوعی: او میگوید: ای یاری که همیشه پاک و بینظیری، هیچ کس جز تو نمیتواند درِ بسته را برایم باز کند.
بپرسید از ایشان ز کار خورش
که چون است و از چیست این پرورش
هوش مصنوعی: از آنها دربارهٔ کار خورشید پرسیدند که این روند چگونه است و از چه چیزی نشئت میگیرد؟
چنین داد پاسخ کسی ز آن میان
که ما را خورش هست از این ماهیان
هوش مصنوعی: کسی از میان آنها پاسخ داد که ما مثل این ماهیها در دل دریا خورشید داریم.
ز تخم گیاه و ز میوه خوریم
چو یابیم از این هر سه برنگذریم
هوش مصنوعی: ما از جوانهها و میوهها تغذیه میکنیم و هر وقت که از این دو بهرهمند شویم، به هیچ چیز دیگر فکر نمیکنیم.
بدو گفت کاندر میان گروه
یکی مرد یابیم دانش پژوه
هوش مصنوعی: او گفت: "بیا ببینیم در بین این جمع، آیا میتوانیم یک مرد با دانش و پژوهش پیدا کنیم."
که بشناسد او روز نیک از گزند
بداند شمار سپهر بلند
هوش مصنوعی: کسی که بتواند روزهای خوب را از آسیبهای بد تشخیص دهد، تعداد روزهای آسمان بلند را میشناسد.
وُ پیری هشومند با فرّهی
که دارد ز شاهان پیش آگهی
هوش مصنوعی: نیکروزگاری با دانایی و شناخت از مقام و ویژگیای که دارد، از پادشاهان جلوتر است و برتری دارد.
چنین داد پاسخ که ایدر کسی
نیابی که دارد ز دانش بسی
هوش مصنوعی: او پاسخ داد که در اینجا کسی را نمیتوانی پیدا کنی که از علم و دانش بسیار برخوردار باشد.
مگر آن که ایدر ز یک روزه راه
یکی دانشی هست همچهر شاه
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که شاید تنها با یک روز تمرین و تلاشی مستمر، فردی بتواند به دانش و تواناییهایی دست پیدا کند که او را مانند یک پادشاه در جایگاهش قرار دهد. یعنی تلاش و پشتکار میتواند به افراد کمک کند تا به مقامهای عالی و دانشهای ارزشمندی برسند.
هشومند پیری مهانش به نام
همانا بیابد از او شاه کام
هوش مصنوعی: پیر دانا و بزرگ با نام خود، از وی به راستی شاهی خوشبخت و موفق به دست میآورد.
یکی خانه کردهست بر تیغ کوه
گزیده جدایی و دور از گروه
هوش مصنوعی: کسی در بالای کوه خانهای ساخته است که از جمع و دوری دیگران جدا افتاده است.
ز گنجی فزون آیدش خواسته
همه کار او خوب و آراسته
هوش مصنوعی: از گنجی که بیشتر از نیازش دارد، خواستههای او تمام کارهایش را خوب و مرتب میکند.
همه بودنیها بگوید درست
به دانش بر او کس فزونی نجست
هوش مصنوعی: همه چیزهایی که وجود دارند را به درستی بر اساس علم و دانش بیان کن، زیرا هیچ کسی در دانش و فهم از او برتری ندارد.
سرِ سالِ نو ما همه همگروه
از ایدر بتازیم تا تیغِ کوه
هوش مصنوعی: در آغاز سال جدید، ما همه با هم به سمت جلو میرویم و تا قله کوه تلاش میکنیم.
بر آن پیرِ دانا ستایش کنیم
فراوان مر او را نیایش کنیم
هوش مصنوعی: از آن دانشمند کهن به خوبی یاد می کنیم و بسیار او را مورد ستایش و احترام قرار می دهیم.
هر آنچ اندر آن سال خواهد رسید
سراسر کند پیر، ما را پدید
هوش مصنوعی: هر چیزی که در آن سال در نظر گرفته شود، به طور کامل توسط پیر به ما نمایان خواهد شد.
درستی و بیماری و نیک و بد
فراخی و تنگی که ما را رسد
هوش مصنوعی: هر آنچه که برای ما پیش میآید، از جمله خوبی و بدی، سلامتی و بیماری، فراوانی و کمی، نتیجهای از تقدیر و سرنوشت است.