برگردان به زبان ساده
چو آگاهی آمد به کوش سترگ
که آمد ز ایران سپاهی بزرگ
هوش مصنوعی: وقتی خبر رسید که لشکری بزرگ از ایران به سوی ما آمده است، به سرعت آماده شدیم.
پراندیشه گشت و سپه را بخواند
سران را به دیوان بخشش نشاند
هوش مصنوعی: او با فکر و اندیشه زیاد، فرماندهان و سپاهیان را جمع کرد و سران آنها را در مجلس بخشش و عطا نشست.
ز ماچین و مکران و تبّت سپاه
بیامد که بر باد بربست راه
هوش مصنوعی: از نواحی ماچین و مکران و تبّت، نیرویی به راه افتاد که مسیر را به باد میسپارد.
ز خرگاه و خیمه چنان گشت چین
که پنهان شد از زیرِ دیبا زمین
هوش مصنوعی: از آشیانه و چادر، چین و چروک به گونهای ایجاد شد که زمین به زیر پارچهی نرم پنهان شد.
از ایشان گزین کرد، پس هفت بار
شمرده به دیوان او صد هزار
هوش مصنوعی: او از میان آنها انتخاب کرد و سپس هفت بار شمارش کرد تا در دفترش به صد هزار رسید.
همه رزم دیده همه شیردل
از انبوه ایشان ستاره خجل
هوش مصنوعی: همه کسانی که در میدان جنگ زجر کشیده و دلیر هستند، از میان انبوهی از آنها، ستارهای خجالتزده به نظر میرسد.
بر ایشان برافگند گنجی درم
ز خمدان برون رفت روز دهم
هوش مصنوعی: در روز دهم، گنجی از خزانهای به بیرون آمده و بر آنها افکنده شد.
بغرّید کوس و برآمد درفش
جهان شد ز گَرد سواران بنفش
هوش مصنوعی: در اینجا اشاره شده که صدای طبل جنگ به صدا درآمد و پرچم برافراشته شد. با این کار، جهان پر از گرد و غبار سواران بنفش – که نماد جنگجویان و نبرد است – شد.
به هنگام برگشتن آفتاب
به لشکرگه آمد دلی پُرشتاب
هوش مصنوعی: زمانی که آفتاب به سوی خانه برمیگشت، دلی پر از شتاب و هیجان به میدان آمد.
سران سپه را همه پیش خواند
ز دشمن بسی داستانها براند
هوش مصنوعی: فرماندهان نظامی را به نزد خود احضار کرد و از دشمن، داستانهای زیادی را برایشان نقل کرد.
که ایرانیان مر مرا هر زمان
کنند آزمون، لشکر آید دمان
هوش مصنوعی: ایرانیان همیشه مرا در آزمون قرار میدهند و هر وقت که لازم باشد، سپاهی به یاری من میآید.
از آن نیکوییها که کردم ز پیش
به جای سپاه بداندیش خویش
هوش مصنوعی: من از کارهای خوب و نیکویی که انجام دادم، به جای اینکه با دشمنان و بداندیشان خود مقابله کنم، به راههای مثبت و سازنده پرداختم.
که لشکر شکستم بدان سان دوبار
نرفت از پس دشمنان یک سوار
هوش مصنوعی: بیت اشاره دارد به اینکه پس از شکست دادن دشمنان، یک سوار وحدت و قدرت خود را به نمایش میگذارد و بر خلاف انتظارات، دو بار به جنگ بازنگشته است. این نشاندهندهی قدرت و تسلط او بر میدان نبرد و عدم نیاز به تکرار مبارزه است.
نه آهنگ کردم به ایران زمین
نه لشکر فرستادم از بهر کین
هوش مصنوعی: من نه قصد سفر به ایران را داشتم و نه ارتشی برای انتقام به آنجا فرستادم.
چنین تا بداندیش گستاخ گشت
همان نیز با برگ و با شاخ گشت
هوش مصنوعی: این جمله میگوید که وقتی کسی دیدگاه منفی و ناپسندی دارد، این افکار باعث میشود که او به خود اجازه دهد بیپروا و جسورانه عمل کند، مشابه حالتی که درختی با برگ و شاخهاش رشد میکند و بزرگتر میشود.
من اندیشه کردم که گر با سپاه
درآیم به ایران چنین کینهخواه
هوش مصنوعی: من به این فکر کردم که اگر به ایران بروم و با ارتش بیایم، چه نفرت و کینهای در دل خواهم داشت.
سپاه من از دست بیبر کنند
ز خون یلان رنگ، کشور کنند
هوش مصنوعی: سربازان من با دستان بیپرچم، از خون شیران رنگ و بوی سرزمین را تغییر میدهند.
ز یک گوشه آباد کردم جهان
دگر گوشه ویران شود ناگهان
هوش مصنوعی: از یک گوشه، میتوانم دنیای جدیدی بسازم، اما ناگهان یک گوشه دیگر میتواند ویران شود.
کنون پیش تا دزد گیرم به دست
مرا دزد بگرفت و سختم ببست
هوش مصنوعی: حالا که تصمیم گرفتم دزد را بگیرم، خودم گرفتار دزدی شدم و کارم سخت شد.
من از کین ضحاک جوشم همی
همی هر زمان بر خروشم همی
هوش مصنوعی: من از عداوت ضحاک دائماً در حال خروش و شورش هستم و هر لحظه بر آتش این کینه میافزایم.
بدین بار سوگند خوردم به درد
به روز سپید و شب لاجورد
هوش مصنوعی: من به این موضوع که در روزهای روشن و شبهای تار، به درد و رنج خود سوگند میخورم.
که ویران کنم مرز بدخواه خویش
بخواهم از او کینهٔ شاه خویش
هوش مصنوعی: میخواهم دشمن خود را نابود کنم و از او انتقام شاه خود را بگیرم.
ز تختش برآرم، درآرم به دار
نمانم ز ایرانیان یک سوار
هوش مصنوعی: من از جایگاه خود پایین میآیم و به دار Hanging میروم، و در این دنیا به عنوان یک سرباز باقی نخواهم ماند.
که از ابلهی مرد و از بیهشی
زبونی شمارد همی خامشی
هوش مصنوعی: یک آدم نادان به خاطر نادانیاش، میمیرد و از روی بیخبری خود، خاموشی و سکوت را به حساب ضعف و زبونی خود میگذارد.
بزرگان بر او آفرین خواندند
ورا شاه ترکان و چین خواندند
هوش مصنوعی: مردم بزرگ و محترم او را ستایش کردند و او را مانند یک پادشاه از ترکان و چین معرفی کردند.
همی گفت هر کس که با برز تو
بلرزد زمین از سر گرز تو
هوش مصنوعی: هر کسی که از قدرت تو بترسد، زمین هم از شدت ضربههای تو میلرزد.
توانی کزاین گفته افزون کنی
که آهنگ تخت فریدون کنی
هوش مصنوعی: میتوانی از این گفته بیشتر بگویی تا به یاد آوردن داستان تخت فریدون را آسانتر کنی.
چو بر تخت فیروزه بنشست شاه
پراگنده گشتند از آن جا سپاه
هوش مصنوعی: وقتی شاه بر تخت فیروزهای نشسته بود، سپاه از آنجا پراکنده شدند.