برگردان به زبان ساده
برون آمد از پیش تخت بلند
به هر سو درافگند پویان نوند
هوش مصنوعی: از جلوی تخت بلند بیرون آمد و در هر سو در حرکت بود و میچرخید.
بزرگان شه را به درگاه خواند
چنان کاندر ایران سواری نماند
هوش مصنوعی: بزرگان شهر به درگاه درخواست کمک کردند، به طوری که هیچ سواری در ایران باقی نمانده است.
از آن نامداران گزیده سوار
برآمد گه عرض، سیصد هزار
هوش مصنوعی: از میان سواران مشهور و برگزیده، فردی به وجود آمد که به میدان آمد و در برابر سیصد هزار نفر ایستاد.
یلانی که قارن پسندیده بود
گه رزمشان یک به یک دیده بود
هوش مصنوعی: جوانمردی که جنگ را با دقت و بصیرت سپری کرده بود، بارها و بارها بر نبردهای آنها نظارت کرده و درک عمیقتری از آن پیدا کرده بود.
همه سرکش و صفدر و تیغ زن
همه لشکرآرای و لشکرشکن
هوش مصنوعی: همهی آنها قدرتمند و جنگجو هستند، همگی تجهیز شدهاند و آمادهی نبرد و شکست دشمناند.
کرا ساز بَد بود، اگر بارگی
ز لشکر برون کرد یکبارگی
هوش مصنوعی: اگر یکی از سربازان لشکر را به یکباره بیرون کند، حتماً نتیجه خوبی نخواهد داشت.
ز پیران بیکار و ناهار و سست
به دیوان نشد نام یک تن درست
هوش مصنوعی: از میان افراد مسن و ناکارآمد، هیچکس در دیوان به نامی درست و معتبر نرسید.
از اینسان چو کرد آن سپه را گزین
سلیح و درم داد با اسب و زین
هوش مصنوعی: پس از اینکه آن سردار را انتخاب کرد، به او سلاح و پول داد و همچنین اسب و زین نیز فراهم کرد.
ز آمل سراپرده بیرون کشید
بسی ساز و آرایشی برکشید
هوش مصنوعی: از آمل پردهای کشیدند و ساز و زیورآلات فراوانی را به نمایش گذاشتند.
فریدون بیامد بدید آن سپاه
چنان ساز و آرایش و دستگاه
هوش مصنوعی: فریدون آمد و سپاه را دید، با آن نظم و سامان و تجهیزات زیبا.
پسند آمدش سخت و کرد آفرین
بدان نیکدل پهلوان گزین
هوش مصنوعی: او سختی را پسندید و به خاطر آن به نیکو خویی و دلاوری همان پهلوان، تحسین و ستایش کرد.
که پیروز بادی و دور از غمان
شدن تندرست، آمدن شادمان
هوش مصنوعی: پیروزی و دوری از غمها، نشانهی سلامتی و شادی در زندگی است.
روان کرد لشکر سر ماه مهر
که بنمود ماه نو از چرخ، چهر
هوش مصنوعی: در این بیت به توصیف جشنی اشاره شده که در آن سپاه مهر، به معنای نماد مهرورزی و دوستی، به راه میافتد و ماه نو در آسمان به نمایش درمیآید. این تصویر نشاندهنده آغاز فصل جدیدی از زندگی و زیباییهای طبیعی است.
ز منزل چو برداشتی پیشرو
سپاهی فرود آمدی، باز نو
هوش مصنوعی: وقتی از خانه بیرون آمدی و به سوی سپاهی رهسپار شدی، دوباره برگرد و نوید تازهای بیاور.
همی راند بر ساقه بر پهلوان
چو دریای با موج لشکر روان
هوش مصنوعی: او مانند دریای پرموج، بر پهلوانی که در حال جنگ است، حملهور میشود.
تو گفتی مگر گشت جنبان زمین
وگر کوه و هامون شدهست آهنین
هوش مصنوعی: تو گفتی آیا زمین حرکت کرده و کوهها و دشتها تبدیل به آهن شدهاند؟
چو در مرز توران نهادند پی
فتادند مانند آتش به نی
هوش مصنوعی: وقتی در مرز توران، پی را گذاشتند، مانند آتش در نی به زمین افتادند.
به تاراج و کشتن کشیدند دست
ز شمشیرشان بیزیان کس نرست
هوش مصنوعی: دستهای آنها به غارت و کشتار مشغول بود و شمشیرهایشان بیهیچ ضرری به کسی نیفتاد.
گروهی شدند از بد اندر حصار
ندادی از آن پس به جان زینهار
هوش مصنوعی: گروهی در محاصره قرار گرفتند و به خاطر بدیهایی که کردند، از آن پس به جان خود ترسیدند و دقت کردند که به خود و جانشان آسیب نزنند.
کسی کاو هوای فریدون نمود
سپهبد بدو مهربانی نمود
هوش مصنوعی: کسی که به فریدون توجه و ایمان داشت، فرماندهی به او محبت و لطف کرد.
.................................
.................................
هوش مصنوعی: لطفاً متن یا بیتی را که میخواهید معنی کنم، بفرستید.
علف ساخت و آمد بر پهلوان
خلیده دل از رنج کوش و نوان
هوش مصنوعی: علف با کاهن به جنگ آمد و دل پهلوان از زحمت و تلاش خسته و پژمرده شده است.