برگردان به زبان ساده
چو رفت آتبین از بسیلا برون
ز دیده زن و مرد راندند خون
هوش مصنوعی: وقتی آتش از شهر بسیلا خارج شد، از چشم مردم زن و مرد، خون ریخت.
جوانان به دل زار و بریان شدند
زنان از فرارنگ گریان شدند
هوش مصنوعی: جوانان به خاطر غم و ناراحتی شدید، دلشان زار و شکسته شده است، و زنان به دلیل ترس و نگرانی، در حال گریه و زاری هستند.
خروش آمد از کوی و برزن به دشت
همی دود دل زآسمان بر گذشت
هوش مصنوعی: صدای بلندی از خیابانها و مناطق به گوش میرسد، به گونهای که غم و اندوه دل از آسمان عبور میکند و در دشت پخش میشود.
همه خواهران فرارنگ، دست
زنان بر گُل و نرگس نیم مست
هوش مصنوعی: تمام خواهران رنگارنگ، در حال رقص و شادی هستند و بر گلها و نرگسها با حالی نیمه مست دست میزنند.
سرافراز طیهور و پیوند او
همان هرچه بودند فرزند او
هوش مصنوعی: سرافراز و بلندمرتبه، طایفه و خانوادهاش نیز از همان اصالت و بزرگی برخوردارند و هر کسی که از او به دنیا آمده باشد، همانی است که او بوده است.
نوان سوی دریا کنار آمدند
به دیده چو ابر بهار آمدند
هوش مصنوعی: نوچالان به سمت دریا آمدند، مثل ابرهای بهاری که با چشمهایی پر از اشک و شوق به دیدار منظرهای زیبا میآیند.
همی هرکس از دردشان خون گریست
که داند که طیهور خود چون گریست
هوش مصنوعی: هر کسی از درد دیگران اشک میریزد، اما فقط خود آن کس میداند که چگونه از درونش میگرید.
گرفت آنگهی هر دو را در کنار
فراوان ببوسید و بگریست زار
هوش مصنوعی: در آن لحظه، او هر دو را در آغوش گرفت و با عشق و احساس از آنها بسیار بوسید و به شدت گریه کرد.
شما را به یزدان سپاریم گفت
که همراهتان ایمنی باد جفت
هوش مصنوعی: شما را به خداوند میسپارم و میگویم همراه شما همیشه امنیت و ایمنی باشد.
جهانجوی بر شاه کرد آفرین
فرارنگ بوسید روی زمین
هوش مصنوعی: جهانگردی به پادشاه، ستایش و تقدیر کرد و سپس زیبایی و شکوه زمین را نوازش کرد.
به کشتی نشستند و شه بازگشت
یکی باد نوشین دمساز گشت
هوش مصنوعی: آنها سوار کشتی شدند و شاه به خانه برگشت. در این مسیر، بادی خوش و دلنشین وزیدن گرفت.
همانگه جهاندیده ملّاح پیر
روان کرد کشتی به کردار تیر
هوش مصنوعی: در همان لحظه، ناخدای باتجربه و دانا کشتی را با عمل و کردار صحیح به حرکت درآورد.
همه بادبانها برافراشتند
جزیره به یک هفته بگذاشتند
هوش مصنوعی: همه بادبانها را بالا زدند و جزیره را در عرض یک هفته ترک کردند.
همی راند، یزدان نگه داشتش
که بی باد یک روز نگذاشتش
هوش مصنوعی: خداوند او را محفوظ نگهداشت و اجازه نداد که بدون نیرویی (باد) به سرانجامی برسد.
نه بی باد و نه نیز بادی درشت
چنین باشد آن کس که یزدانش پشت
هوش مصنوعی: کسی که از حمایت خداوند بهرهمند است، نه در آرامش مطلق به سر میبرد و نه در ناملایمات شدید، بلکه در هر حالت استقامت و آرامش دارد.
همی راند ملّاح تا پنج ماه
نه آسود و نه نیز برتافت راه
هوش مصنوعی: شخصی که کشتیران است، به مدت پنج ماه در راه بود و نه استراحت کرد و نه مشکلات راه را تحمل کرد.
پدید آمد از سوی چپ کوه قاف
کشیدهست با چرخ گفتی مصاف
هوش مصنوعی: از سمت چپ کوه قاف، چیزی پدیدار شده که مانند یک نبرد با آسمان به نظر میرسد.
گذشتند ابر کوه ماهی چهار
چنین تا به ده ماه شد روزگار
هوش مصنوعی: ابرهای بزرگی که مانند کوه هستند، به آرامی حرکت کردند و چهار ماه به همین گونه گذشت. تا این که ده ماه از روزگار گذشت.
رسیدند نزدیک یأجوج باز
گروهی فراوان و کوهی دراز
هوش مصنوعی: گروهی انبوه و بزرگ به نزدیکی یأجوج رسیدند و مانند کوهی بلند بودند.
گرفته سر کوه مانند مور
بدیدند کشتی و برخاست شور
هوش مصنوعی: کسانی که در بالای کوه ایستاده بودند، مانند مورچگان کشتی را دیدند و شور و هیجان به پا کردند.
خروش اندر آن کوه و دریا فتاد
چو در باغ گاه بهاران ز باد
هوش مصنوعی: در آن کوه و دریا صدای بلندی به گوش میرسد، همانطور که در بهار، باد در باغها وزیدن میگیرد.
ز ملّاح پرسید کاین شور چیست
گروهی از این گونه چون مور چیست
هوش مصنوعی: پرسید از ملّاح که این چه غوغایی است، چرا این همه آدم مانند مور در حال رفت و آمد هستند؟
چنین پاسخش داد ملّاح پیر
کزاین مرزِ یأجوج بگذر چو تیر
هوش مصنوعی: ملّاح پیر پاسخ داد که او از این مرزِ یأجوج به راحتی عبور میکند، مانند تیر که به سرعت پرتاب میشود.
که این جانور دارد این کوه و دشت
بکوشیم تا زود بتوان گذشت
هوش مصنوعی: این موجود (حیوان) توانسته این کوه و دشت را بپیماید، بیایید تلاش کنیم تا زودتر از این مکان عبور کنیم.
از این جانور بتّر اندر زمین
نکردهست پیدا جهان آفرین
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که هیچ موجودی در دنیا نیست که از این موجود خاص برتر باشد و برتر بودن آن در زمین برای همه مشهود است. جهان آفرین (خداوند) هیچ مخلوقی را از او بالاتر قرار نداده است.
اگر آب دریا نبودی ز پیش
وگر آب، ماهی ندادی ز خویش
هوش مصنوعی: اگر دریا آب نداشت، ماهی هم نمیتوانست از خود چیزی بدهد.
جهان را از ایشان گزند آمدی
گزندش که داند که چند آمدی
هوش مصنوعی: جهان به خاطر این افراد آسیب دیده است، ولی کسی نمیداند که این آسیبها چقدر بوده و چه مدت طول کشیده است.
به یک روز ویران شدی این جهان
از این پرگزندان و این بیرهان
هوش مصنوعی: به ناگاه این دنیا با وجود این مردمان بد و بیرحم و از خود گذشته ویران شد.
فزونند صدبار از آدمی
نه نیکی شناسند و نه مردمی
هوش مصنوعی: بیش از صد بار، از آدمی وجود دارد که نه خوبی را میشناسند و نه رفتار انسانی را درک میکنند.
مهین کشور از هفت کشور زمین
بدین جانور داد جان آفرین
هوش مصنوعی: این کشور بزرگتر از هفت کشور دیگر زمین است و به این موجود، زندگی و روحی از جانب خالق بخشیده شده است.
ز دریاش روزی و از کوه قاف
نهادِ جهان نیست، شاها، گزاف
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که منبعی که از آن روزی و نعمت به دست میآید، از دریا و کوه قاف نیست و بنابراین، بر اساس تصادف و بیمبنا بودن است، ای شاه.
بگفت این و کشتی براندند تفت
دگرباره راه دو ماهه برفت
هوش مصنوعی: او این را گفت و کشتی را به حرکت درآوردند. دوباره مسیر دو ماهه را در پیش گرفتند.
ندیدند از ایشان تهی کوه و دشت
همی زآسمان بانگشان برگذشت
هوش مصنوعی: آنها که از خود هیچ ندارند، همواره صدایشان از آسمان میگذرد و کوهها و دشتها را پر میکند.
گذشتند از ایشان و دیگر سه ماه
از آن ژرف دریا براندند راه
هوش مصنوعی: آنها از کنار ایشان گذشتند و سه ماه دیگر در عمق آن دریا راه رفتند.
جهان را ندانم که چند است خَود
که چندین ابر بخش دریا رسد
هوش مصنوعی: من نمیدانم جهان چقدر بزرگ است، ولی میدانم که ابرها چگونه باران را به دریا میسپارند.
اگر بازجویی هنوز اندکیست
که از هفت دریا هنوز این یکیست
هوش مصنوعی: اگر هنوز اندکی زمان گذشته باشد، این یکی از هفت دریا باقی مانده است.
فراوان شگفتی بدید اندر آب
که ترسان شدی گر بدیدی به خواب
هوش مصنوعی: در آب چیزهای شگفتانگیزی را دید و از ترس ممکن است اگر در خواب میدید، بیشتر میترسید.