برگردان به زبان ساده
چو بر خواند نامه بدو ترجمان
بخواند آتبین را هم اندر زمان
هوش مصنوعی: زمانی که نامهای را میخوانند، ترجمان به او میگوید که آتبین نیز در همان زمان حاضر است.
از آن نامه و رازش آگاه کرد
دلش را به کین خواستن راه کرد
هوش مصنوعی: دلش را از راز و نامهای آگاه کرد و به خاطر کینهورزی، مسیر جدیدی را انتخاب کرد.
بدو گفت کاندیشهٔ کار کن
خرد را بدین داوری یار کن
هوش مصنوعی: به او گفت که برای کار، به اندیشه و خرد نیاز داری و باید از این یار و راهنمایی بهرهمند شوی.
مگر کینهٔ خویش باز آوری
دل دشمنان در گداز آوری
هوش مصنوعی: آیا میتوانی با یادآوری کینههای خود، دلی نیاندیشی را به آتش بیفکنی و آن را به خشم بیاندازی؟
بدو آتبین گفت کای سرفراز
توان رزم جستن به مردان و ساز
هوش مصنوعی: به او که همیشه با افتخار و قدرت، سخن گفت: «ای مرد جنگی، برای نبرد آماده شو و خود را به مردان توانمند بساز.»
مرا گر تو نیرو دهی نیست باک
به پیشم چه چینی چه یک مشت خاک
هوش مصنوعی: اگر تو به من قدرت و انرژی بدهی، نگران نیستم که در مقابل چه چیزهایی قرار میگیرم، چه ساز و کارهایی یا حتی یک مشت خاک.
گر آن بدگهر نیست اندر سپاه
نیابد سواری سوی خانه راه
هوش مصنوعی: اگر فرد بدی در میان سپاه باشد، آن سپاه هرگز راهی به خانه نخواهد یافت.
اگر سی هزارند و گر صد هزار
به شمشیر از ایشان برآرم دمار
هوش مصنوعی: اگر آنها سی هزار نفر باشند یا حتی صد هزار نفر، من با شمشیر خود به جنگشان میروم و آنها را از پا در میآورم.
بدو گفت گنج و سپه پیش توست
که گنج و سپه داروی ریش توست
هوش مصنوعی: به او گفتند که ثروت و نیروی نظامی در اختیار توست، چرا که این ثروت و قدرت، درمانی برای مشکلات توست.
به دستور فرمود تا هرچه خواست
ز گنج و ز ساز سپه کرد راست
هوش مصنوعی: به دستور او هر چیزی که خواست از گنجینه و ابزارها به درستی فراهم شد.
جهانجوی هشتاد کشتی بخواست
گزیده سپاهی بدو در نشاخت
هوش مصنوعی: جهانجوی هشتاد کشتی در خواست کرد و نیرومندانی را که به او انتخاب شده بودند، به خدمت گرفت.
ز گردان کوهی دو ره ده هزار
همه با سلیح از درِ کارزار
هوش مصنوعی: از کوههای گردان، دو مسیر به سمت هزار راه وجود دارد که همه آنها با سلاح آماده نبرد هستند.
زن و بچه و گنجش آن جا بماند
به روز همایون سپه را براند
هوش مصنوعی: زن و فرزند و داراییام را آنجا میگذارم تا در روزی مبارک و شکوهمند، سپاه را رهبری کنم.
به دستور ماچین بسی چیز داد
ز دینار و اسبان تازینژاد
هوش مصنوعی: به فرمان ماچین، چیزهای زیادی از جمله دینار و اسبهای اصیل را به ما دادند.
فرستادش از پیش تا پیش شاه
برد آگهی کاینک آمد سپاه
هوش مصنوعی: او را فرستادند تا پیش شاه برود و خبر آورد که اینک سپاه آمده است.