برگردان به زبان ساده
چو دید آن که کردند ماچین تباه
یکی نامه کرد او به طیهور شاه
هوش مصنوعی: وقتی او دید که ماچین خراب شده، نامهای برای طیهور شاه نوشت.
سوی آتبین نامهای کرد باز
که ای شهریاران گردنفراز
هوش مصنوعی: به دنبال آتش، نامهای برگرداند که ای پادشاهان با کمر بلند.
شما سر نهادید یکسر به بزم
چو مردان ندارید آهنگ رزم
هوش مصنوعی: شما تمام توجه و انرژیتان را به خوشی و جشن گذاشتهاید، مانند مردان، اما از فکر جنگ و نبرد دور هستید.
سه ماه است کز چین برفتهست کوش
ببرده سواران پولادپوش
هوش مصنوعی: سه ماه است که سواران آهنین پوش از چین رفتهاند و به میدان جنگ آمدهاند.
سپاهی پراگنده بی برگ و بار
فرستاده نزدیک دریا کنار
هوش مصنوعی: یک لشکر بینظم و بدون تجهیزات و امکانات به کنار دریا فرستاده شده است.
شما گر بر ایشان شبیخون کنید
همه آب دریا پر از خون کنید
هوش مصنوعی: اگر شما به آنها حمله کنید، تمام آب دریا به خون تبدیل خواهد شد.
که من لشکر خویش را گفتهام
ز هرکس من این راز بنهفتهام
هوش مصنوعی: من به سپاهیان خود گفتهام که راز مرا از دیگران پنهان نگهدارند.
که چون لشکر آید ز دریا برون
ممانید دیر و مرانید خون
هوش مصنوعی: وقتی که لشکر از دریا بیرون میآید، نباید درنگ کنید و خونریزی نکنید.
همان گه که ایشان نمودند پشت
ندارد جز از باد چیزی به مشت
هوش مصنوعی: در آن لحظه که آنها نمایان شدند، چیزی در دستانشان وجود نداشت جز هوای خالی.
چو برداشتید آن سپه را ز راه
به چین اندر آرید یکسر سپاه
هوش مصنوعی: زمانی که آن سردار را از راه برداشتید، تمام ارتش را به چین هدایت کنید.
ز لشکر نبینید دو سال کس
شما را بود کشور چین و بس
هوش مصنوعی: دو سال هیچ کس از لشکر شما را نخواهد دید و فقط کشور چین را میشناسد.
که او سال نو گردد آگه از این
وز آن پس به سالی رسد سوی چین
هوش مصنوعی: او سال نو را میگیرد و از این مسائل باخبر میشود، و از آن پس به سالی به سمت چین میرود.
بود کاندرین فر خجسته دو سال
بیاید مر آن هر دوان را زوال
هوش مصنوعی: دو سال پرخیر و برکت خواهد بود، اما بعد از آن، هر دو نفر با زوال و افول روبرو خواهند شد.
چو نامه به پایان رسانید شاه
به دستور پاکیزه کرد او نگاه
هوش مصنوعی: وقتی شاه نامه را به پایان رساند، او به دستور فرمان داد که آن را با دقت و پاکیزگی نگاه دارند.
تو را رفت باید بدین کار گفت
که این راز را هم تو داری نهفت
هوش مصنوعی: باید با تو درباره این کار صحبت کنم، زیرا این راز در دل تو نهفته است.
یکی زورق آراست دستور شاه
به دریا درافگند و آمد به راه
هوش مصنوعی: یک قایق زیبا را آماده کردند و به دستور شاه آن را به دریا انداختند و به سوی راهی روانه شدند.
کس از لشکر چین بر آن راه نه
وز این راز ایشان کس آگاه نه
هوش مصنوعی: هیچکس از سربازان چین بر آن مسیر نمیرود و هیچکس هم از این راز آنها آگاه نیست.
ز دریا چو بر خشک شد تیزتاب
چنین گفت با باژبان از شتاب
هوش مصنوعی: وقتی که دریا خشک شد و شدت تابش آفتاب به او برخورد کرد، با شتاب و عجله به کسی که کنارش بود، گفت:
که ما را برِ شاهتان ره کنید
وگرنه بتازید و آگه کنید
هوش مصنوعی: ما را به نزد پادشاهتان راهنمایی کنید، وگرنه حرکت کنید و ما را مطلع سازید.
سواری همان گه بر شاه شد
ز دستور، طیهور آگاه شد
هوش مصنوعی: نظامی با فرمان شاه، به یکی از اوامر آگاه شد و از آن پس کارش را به خوبی انجام داد.
ز گردان سواری فرستاد پیش
بیاورد دستور را پیش خویش
هوش مصنوعی: از میان سواران، کسی را به جلو فرستاد تا دستور را به خود بیاورد و به اطلاعش برساند.
چو دستور، طیهور شه را بدید
سزاوار او آفرین گسترید
هوش مصنوعی: وقتی دستور به پرندههای شاه نگاه کرد، شایستگی او را ستایش کرد.
یکی تخت کوچک نهادند پیش
نشاند آن خردمند را پیش خویش
هوش مصنوعی: یک تخت کوچک قرار دادند و آن خردمند را در جلوی خود نشاندند.
زمین را ببوسید و نامه بداد
همه راز و پیغام او کرد یاد
هوش مصنوعی: زمین را بوسید و نامهای نوشت که در آن همه رازها و پیامهای او را یادآوری کرد.