برگردان به زبان ساده
چنین می گفت شاگردی به مَکتَب
که این مکتب چه تاریکست یارب
هوش مصنوعی: شاگردی در مکتب به معلم گفت که این مکتب چقدر افسرده و خفقانآور است، ای خدا.
نباشد جز همان تاریک دیوار
همان لوحِ سیاهِ تیره و تار
هوش مصنوعی: هیچ چیز جز همان دیوار تاریک نیست، همانند لوحی سیاه و تیره.
همان درس و همان بحث مُبَیَّن
همان تکلیف و آن جای مُعَیَّن
هوش مصنوعی: همان موضوع و همان مسألهای که توضیح داده شده است، همان وظیفه و همان مکان مشخصی که تعیین شده است.
همیشه این کتاب و این قلمدان
همین دفتر که در پیشَست و دیوان
هوش مصنوعی: همیشه این کتاب و قلمدان، همین دفتر که مقابل توست و دیوانی که در دست داری.
نشاید خواند این را زندگانی
کسالت باشد این نه شادمانی
هوش مصنوعی: زندگی نباید به گونهای باشد که کسالت و بیحوصلگی را به همراه داشته باشد، بلکه باید پر از شادی و انرژی باشد.
مُعَلِّم در جوابش این چنین گفت
که باشد حالِ تو با حالِ من جُفت
هوش مصنوعی: معلم در پاسخ به او گفت که حال تو باید با حال من یکی باشد.
همین مِنبَر مرا همواره در زیر
کنم هر صبحدم این درس تَکریر
هوش مصنوعی: هر صبحگاه، من این منبر را تنها برای یادآوری و تکرار این درس پایین میآورم.
نباشد جز همان قیل و همان قال
همان تعلیم ِصَرف و نَحوِ اَطفال
هوش مصنوعی: هیچ چیز جز همان گفت و گوها وجود ندارد، همان آموزشهای دستوری و قواعد زبان برای بچهها.
چه اطفالی که با این جمله تدریس
نمی دانند جز تَزویر و تَلبیس
هوش مصنوعی: بسیاری از کودکان که با این حرفها آموزش میبینند، جز امور فریبکارانه و نیرنگآمیز چیزی نمیآموزند.
چنان تنبل به وقتِ درس خواندن
که هم خود را کسل سازند و هم من
هوش مصنوعی: آنقدر بیعلاقه و تنبل است که در زمان درس خواندن هم خودش را خسته میکند و هم باعث میشود من احساس کسالت کنم.
به شاگرد و معلِّم بار بسیار
به گردن هست و باید بُرد ناچار
هوش مصنوعی: شاگرد و معلم هر دو مسئولیتهای سنگینی دارند که باید آنها را به دوش بکشند و این امری ضروری است.