برگردان به زبان ساده
وزیرا از مبارک بیضه ات دور
مرا امروز گشته بیضه رنجور
هوش مصنوعی: از دلیری و شجاعت تو دور شدم، امروز حالتی زار و رنجور دارم.
یکی چون پُر ز باد و دَرد گشته
ز جُفت خود به صورت فَرد گشته
هوش مصنوعی: کسی که به خاطر درد و مشکلاتی که از طرف شریکش به او رسیده، از همسرش جدا شده و حالا تنها و مجزاست.
نمی دانم چه بادی در سر اوست
که با جفتش نگنجد در یکی پوست
هوش مصنوعی: نمیدانم چه حال و هوایی در او وجود دارد که نمیتواند با همسرش در یک جا جای بگیرد.
چنان از باد و دم سرشار گشته
که پنداری سپه سالار گشته
هوش مصنوعی: به قدری از انرژی و هیجان پر شده که گویی فرمانده و رهبر لشکری شده است.
بباید بند کردن پیکر او
که تا بیرون رود باد از سرِ او
هوش مصنوعی: باید او را به گونهای محکم نگه داشت تا باد از سرش خارج شود.
اگر داری به جعبه بیضه بندی
کز آنها داشتی زین پیش چندی
هوش مصنوعی: اگر در گذشته تجربهای از مشکلاتی در جعبه بیضههایت داشتهای، حالا باید با احتیاط بیشتری به آن موضوع بپردازی و از آن درس بگیری.
یکی را از برای بنده بفرست
برای بنده شرمنده بفرست
هوش مصنوعی: برای من کسی را بفرست که شرمندهام کند.
که از لطف تو گردد بیضه ام چاق
به صِحَّت جُفت و از علت شود طاق
هوش مصنوعی: من از محبت تو برکت میگیرم و به سلامتی و تندرستی میرسم، و از درد و رنج دور میشوم.
کنی از بیضه ام گر دست گیری
الهی علت بیضه نگیری
هوش مصنوعی: اگر با دستت به بیضهام آسیب برسانی، ای خدا، تو هیچ دلیلی برای آسیب زدن نخواهی داشت.
کمال السلطنه با آن کمالات
شده اندر عِلاج بیضه ام مات
هوش مصنوعی: به خاطر ویژگیها و خوبیهایی که دارد، در درمان مسألهای که برای من پیش آمده، من را درمان کرده است.
وَرم با آنهمه دارو و مرهم
به قدر مویی از تخمم نشد کم
هوش مصنوعی: با وجود تمام داروها و درمانها، هیچ مقدار کمی از آنچه که دارم کاهش نیافت.
ز بس روغن به تخم بنده مالید
کمال السلطنه بر تخم من رید
هوش مصنوعی: بسیاری از چربیها و خوشگذرانیها به من رسیده است که دیگر هیچ چیزی از من باقی نمانده و به زندگیام آسیب زده است.
دو مَه دستش به تخم من بُوَد بند
نیارد دل ز دست افتاده برکَند
هوش مصنوعی: اگر دو ماه به دستش باشد، دل از دستم جدا نخواهد شد و نمیتواند من را رها کند.
گُمانِ من چنین باشد که عمدا
تَعَلُل می نماید در مداوا
هوش مصنوعی: من فکر میکنم که او عمدی در به تأخیر انداختن درمانش دارد.
نمی خواهد که گردد بیضه ام خرد
چنان دانم که خواهد بیضه ام خورد!
هوش مصنوعی: نمیخواهم که چیزی را از دست بدهم؛ چون میدانم که به زودی چیز دیگری را از دست میدهم!
و یا تا پر شود از بیضه مُشتش
از این رو دوست می دارد دُرشتش
هوش مصنوعی: او به خاطر دوست داشتنِ خشنش، از این که مشت او پر از بیضه شود، شاد میشود.