شمارهٔ ۶۹ - ای خایه
ایرج میرزا
»
قطعهها
»
شمارهٔ ۶۹ - ای خایه
ای خایه به دست تو اسیرم
بنمودهای از جماع سیرم
دستم نشود به تخم کَس بند
تا باد تو کرده دست گیرم
چندان نشوی تو خوب تا من
از حسرت کون و کس بمیرم
تا حضرت مستطابِ عالی
کوچک بشوید بنده پیرم
زین پس ز جِماع رخ نتابم
خوب ار نشدی، نشو به کیرم
شمارهٔ ۶۸ - بچه ژاندارم: پیوسته به جنگی تو به ما ای بچه ژاندارم
شمارهٔ ۷۰: بر سر سفرۀ سپهسالار
اطلاعات
وزن:
مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)
قالب شعری:
قطعه
منبع اولیه:
همراهان گنجور
تعداد ابیات:
5
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
ای خایه به دست تو اسیرم
بنمودهای از جماع سیرم
هوش مصنوعی: ای آنکه به خاطر تو در بند هستم، مرا به نوعی در پیوندی شیرین نشان دادی که از آن سیر شدهام.
دستم نشود به تخم کَس بند
تا باد تو کرده دست گیرم
هوش مصنوعی: دستم به چیزی که نرسم، نمیچسبد، تا زمانی که به کمک تو بیفتم.
چندان نشوی تو خوب تا من
از حسرت کون و کس بمیرم
هوش مصنوعی: تو تا زمانی که به خوبی کامل نشوی، من از حسرت و آرزو برای داشتن تو میمیرم.
تا حضرت مستطابِ عالی
کوچک بشوید بنده پیرم
هوش مصنوعی: تا زمانی که مقام والای معشوق به اندازهای کوچک و حقیر شود که من بتوانم به او دسترسی داشته باشم، من همچنان بنده و خدمتگزار او خواهم ماند.
زین پس ز جِماع رخ نتابم
خوب ار نشدی، نشو به کیرم
هوش مصنوعی: از این به بعد از ارتباط با تو روی برنخواهم گرداند، اگر تو خوب نشدی، من دیگر به تو امیدی ندارم.