برگردان به زبان ساده
شاه زاده ضیافَتی کردی
کِافَت آوَرد مَر ضیایِ ترا
هوش مصنوعی: پسر شاه مهمانی برپا کرد که روشنایی تو در آنجا نمایان بود.
کارهایت معرِّفی کردند
سستیِ عقل و ضعفِ رایِ ترا
هوش مصنوعی: کارهایت نشان دهنده ناتوانی تفکر و ضعف عقیده و نظر تو هستند.
به همه کفش دادی و مَلِکی
زان که کوچک بُدند پایِ ترا
هوش مصنوعی: تو به همه کفش دادهای، ولی خودت از آنها محروم ماندهای چون پای تو کوچک است.
هیچ بر من ندادی و گفتی
رَوَم و سر کنم هِجایِ ترا
هوش مصنوعی: هیچ چیزی به من ندادید و گفتید که برو، و من تصمیم گرفتم به تنهایی با یاد شما زندگی کنم.
چَشم ! اگر روزگار بُگذارَد
در کفِ تو نِهَم سَزایِ ترا
هوش مصنوعی: اگر روزگار به من اجازه دهد، سزا و ماجرای تو را در دستانت قرار میدهم.
لیک حالا جز این نخواهم گفت
که برَد مرده شو سَرایِ ترا
هوش مصنوعی: اما اکنون نمیخواهم چیزی بیشتر از این بگویم که در بیابان، مرده حیات تو را میبرد.
نه سرایِ ترا به تنهایی
هم عطایِ تو هم لَقایِ ترا
هوش مصنوعی: نه خانهات را به تنهایی ترک میکنم، هم بخشش تو و هم دیدار تو را فدای آن نمیکنم.
خوب شد بر مَنَت نَرَسید
بنده گاییدم آن عَطایِ ترا
هوش مصنوعی: خوشحالم که من به تو دست نیافتم، چون اگر این اتفاق میافتاد، نعمت تو را هدر میدادم.