برگردان به زبان ساده
خضر وقت از خلوت دشت حجاز آید برون
کاروان زین وادی دور و دراز آید برون
هوش مصنوعی: در زمان خاصی، فردی به نام خضر از تنهایی و آرامش دشت حجاز خارج میشود و کاروانی که در این سرزمین دور و وسیع قرار دارد، به راه میافتد.
من به سیمای غلامان فر سلطان دیده ام
شعلهٔ محمود از خاک ایاز آید برون
هوش مصنوعی: من در چهرهٔ بندگان شاه، تکههایی از روشنایی محمود را دیدهام که از خاک ایاز بیرون میآید.
عمر ها در کعبه و بتخانه می نالد حیات
تا ز بزم عشق یک دانای راز آید برون
هوش مصنوعی: زندگی در کعبه و بتخانه، مدتهاست که دچار ناله و ناامیدی است، تا اینکه در نهایت یک انسان صاحب راز و دانش از بزم عشق بیرون بیاید و همه چیز را دگرگون کند.
طرح نو می افکند اندر ضمیر کائنات
ناله ها کز سینهٔ اهل نیاز آید برون
هوش مصنوعی: ایدههای تازهای در وجود جهان نهاده میشود، همانطور که نالهها و نیازهای انسانها از دل آنان بیرون میآید.
چنگ را گیرید از دستم که کار از دست رفت
نغمه ام خون گشت و از رگهای ساز آید برون
هوش مصنوعی: لطفاً چنگ را از دستانم بگیرید، چون اوضاع به دور از کنترل شده است. آهنگ من تبدیل به خون شده و حالا از رگهای ساز خارج میشود.