برگردان به زبان ساده
ای که ز من فزودهای گرمی آه و ناله را
زنده کن از صدای من خاکِ هزارساله را
هوش مصنوعی: ای کسی که از من بیشتر میدانی، گرمی و حسرت گاه و نالهام را زنده کن تا صدای من، خاکی را که هزار ساله است، به حرکت درآورد.
با دلِ ما چهها کنی تو که به بادهٔ حیات
مستی شوق میدهی آب و گُلِ پیاله را
هوش مصنوعی: تو چه کارها با دل ما میکنی که با نوشیدن بادهٔ زندگی، احساسی از شوق و سرمستی به ما میدهی و سایهات را بر پیالهٔ آب و گل میافکنی.
غنچهٔ دلگرفته را از نفسم گرهگشای
تازه کن از نسیمِ من داغِ درونِ لاله را
هوش مصنوعی: به دل افسردهام جانی تازه ببخش و با نسیم لطیف خود، دردهای پنهان را از عمق وجودم خارج کن.
میگذرد خیالِ من از مه و مهر و مُشتری
تو به کمین چه خفتهای، صید کن این غزاله را
هوش مصنوعی: ذهن و خیال من از زیباییها و جذابیتهایی که در اطرافت هست عبور میکند، در حالی که تو در کمین نشستهای. از این فرصت استفاده کن و این غزال را شکار کن.
خواجهٔ من نگاه دار آبروی گدای خویش
آنکه ز جوی دیگران پُر نکند پیاله را
هوش مصنوعی: ای دوست، لطفاً آبروی خدمتکار خود را حفظ کن، زیرا او فقط از چشمهٔ دیگری سیراب نمیشود و نمیتواند از دست دیگران پر کند.