برگردان به زبان ساده
درین محفل که کار او گذشت از باده و ساقی
ندیمی کو که در جامش فرو ریزم می باقی
هوش مصنوعی: در این محفل، وقتی که کار او تمام شد و از شراب و ساقی خبری نیست، دوست من کجاست تا بگویم که در جامش باقیماندهٔ شراب را بریزم؟
کسی کو زهر شیرین میخورد از جام زرینی
می تلخ از سفال من کجا گیرد به تریاقی
هوش مصنوعی: کسی که زهر شیرین را مینوشد، چگونه میتواند از یک جام طلایی تلخی را به عنوان پادزهر بگیرد؟
شرار از خاک من خیزد کجا ریزم کرا سوزم
غلط کردی که در جانم فکندی سوز مشتاقی
هوش مصنوعی: آتش و شعلهای که از خاک وجودم برمیخیزد، نمیدانم آن را کجا بریزم و چه کسی را بسوزانم. تو اشتباه کردی که این سوزش را در وجود من انداختی.
مکدر کرد مغرب چشمه های علم و عرفان را
جهان را تیره تر سازد چه مشائی چه اشراقی
هوش مصنوعی: جهان علم و عرفان را تحت تأثیر قرار داده و باعث تیرهتر شدن آن شده است، چه از دیدگاه مشائی و چه از منظر اشراقی.
دل گیتی انا المسموم انا المسموم فریادش
خرد نالان که ما عندی بتریاق و لا راقی
هوش مصنوعی: دل زمین میگوید که من سمزدهام، من سمزدهام. در حالیکه خرد به ناله میافتد که من درمانی ندارم و هیچ کسی نیز برای شفای من وجود ندارد.
چه ملائی چه درویشی چه سلطانی چه دربانی
فروغ کار می جوید به سالوسی و زراقی
هوش مصنوعی: هر کسی در جایگاه و شغل خود، از مقام بالا تا پایینترین مرتبه، جویای نور و روشنایی است و این نور را به روشهای مختلفی مانند ریاکاری و ظاهرسازی به دنبال میآورد.
ببازاری که چشم صیرفی شور است و کم نور است
نگینم خوار تر گردد چو افزاید به براقی
هوش مصنوعی: در بازاری که نگاه تاجر به سنگینی و کم نوری است، جواهر من کمتر ارزش پیدا میکند وقتی که به درخشش آن افزوده شود.