برگردان به زبان ساده
آشنا هر خار را از قصهٔ ما ساختی
در بیابان جنون بردی و رسوا ساختی
هوش مصنوعی: تو هر درد و اندوهی را در داستان ما به دیگران نشان دادی، به گونهای که در دنیای جنون ما را آشکار کردی و رسوا کردی.
جرم ما از دانه ئی تقصیر او از سجده ئی
نی به آن بیچاره میسازی نه با ما ساختی
هوش مصنوعی: ما فقط یک دانه کوچک هستیم که اشتباهی کردیم، اما تقصیر او این است که سجده نکرده است. نه به آن بیچاره رحم کردی و نه با ما سازگاری نشان دادی.
صد جهان میروید از کشت خیال ما چو گل
یک جهان و آنهم از خون تمنا ساختی
هوش مصنوعی: از بذری که در خیال ما کاشتهای، صدها جهان رشد میکنند، مثل گلی که تنها یک جهان میسازد و آن هم از خون آرزوهایت به وجود آمده است.
پرتو حسن تو می افتد برون مانند رنگ
صورت می پرده از دیوار مینا ساختی
هوش مصنوعی: نور زیبایی تو مانند رنگی است که از دیوار سفالی میتابد و جلوهگری میکند.
طرح نو افکن که ما جدت پسند افتاده ایم
این چه حیرت خانه ئی امروز و فردا ساختی
هوش مصنوعی: ای تازه طراحی کن که ما شیفته نوآوری تو هستیم، این چه مکان شگفتانگیزی است که امروز و فردا آماده کردهای؟