برگردان به زبان ساده
نکته ئی میگویم از مردان حال
امتان را «لا» جلال «الا» جمال
هوش مصنوعی: من نکتهای را در مورد مردان امروزی بیان میکنم: آنها از جلال و زیبایی بیبهرهاند.
لا و الا احتساب کائنات
لا و الا فتح باب کائنات
هوش مصنوعی: وجود و عدم، همه چیز به حساب میآید و هیچ چیزی خارج از این حساب نیست. به عبارت دیگر، هیچ چیز نمیتواند بدون توجه به کلیت جهان به عنوان یک واقعیت وجود داشته باشد.
هر دو تقدیر جهان کاف و نون
حرکت از لا زاید از الا سکون
هوش مصنوعی: هر دو جنبهی سرنوشت بشر، یعنی «کاف» و «نون»، نمایانگر حرکت و تغییر در دنیا هستند. از عدم و سکون، تنها وجود و پویایی به وجود میآید.
تا نه رمز لااله آید بدست
بند غیر الله را نتوان شکست
هوش مصنوعی: هرگاه که به حقیقت و وحدت الهی نرسیم، نمیتوانیم از بندگی غیر خدا رهایی یابیم.
در جهان آغاز کار از حرف لاست
این نخستین منزل مرد خداست
هوش مصنوعی: در دنیا شروع همه چیز از صدا و کلام است و این اولین مرحلهای است که انسانهای نیکوکار باید طی کنند.
ملتی کز سوز او یک دم تپید
از گل خود خویش را باز آفرید
هوش مصنوعی: جوری که ملت از درد و رنج خود لحظهای آرام نمیگیرد، به همین خاطر توانستهاند دوباره هویت و زندگی خود را بسازند.
پیش غیر الله «لا» گفتن حیات
تازه از هنگامهٔ او کائنات
هوش مصنوعی: در برابر غیر خدا، گفتن «نه» به معنای شروعی دوباره و تازگی است که در زمان او به وجود آمده است.
از جنونش هر گریبان چاک نیست
در خور این شعله هر خاشاک نیست
هوش مصنوعی: جنون او به حدی است که هر گسستگی یا آسیب نمیتواند با آن مقابله کند، و این آتش به قدری شدید است که هر چیزی را نمیسوزاند.
جذبهٔ او در دل یک زنده مرد
می کند صد ره نشین را ره نورد
هوش مصنوعی: محبت و کشش او در دل هر انسان زندهای میتواند به گونهای موثر باشد که نشانهها و مسیرهای مختلف را برای دیگران روشن کند و آنها را در راهی جدید هدایت کند.
بنده را با خواجه خواهی در ستیز
تخم «لا» در مشت خاک او بریز
هوش مصنوعی: اگر بخواهی با منِ بنده درگیر شوی، تخم «نه» را در دستان زمین او بکار.
هر کرا این سوز باشد در جگر
هولش از هول قیامت بیشتر
هوش مصنوعی: هر کسی که در دلش آتش عشق و شعله سوزان وجود داشته باشد، از ترس قیامت و آنچه در آن روز بر سرش خواهد آمد، به مراتب بیشتر میترسد.
لا مقام ضربهای پی به پی
این غو رعد است نی آواز نی
هوش مصنوعی: اینجا میگوید که مقام و رتبه از شدت صدای رعد و برق حاصل میشود، نه از آواز و نوا. به عبارتی، صداهای طبیعی و حیاتی، ارزش و عمق بیشتری دارند.
ضرب او هر «بود» را سازد «نبود»
تا برون آئی ز گرداب وجود
هوش مصنوعی: هر چیزی که وجود دارد، به ضرب او به «نبود» تبدیل میشود؛ تا زمانی که تو از چرخش و درهمبودگی وجود خارج شوی.
با تو میگویم ز ایام عرب
تا بدانی پخته و خام عرب
هوش مصنوعی: من درباره روزگار عرب با تو صحبت میکنم تا بدانی که در میان عربها چه افرادی هستند؛ هم آنهایی که باتجربه و پختهاند و هم آنهایی که خام و ناپختهاند.
ریز ریز از ضرب او لات و منات
در جهات آزاد از بند جهات
هوش مصنوعی: این بیت به توصیف تأثیرات و اثرات ناشی از ضربه و تنشهایی اشاره دارد که باعث رهایی از محدودیتهای دنیوی و دلتنگیها میشود. به طور کلی به مفهوم آزادی و رهایی از قید و بندهای دنیوی پرداخته است.
هر قبای کهنه چاک از دست او
قیصر و کسری هلاک از دست او
هوش مصنوعی: هر لباس کهنه و پارهای که از دستان او به زمین میافتد، باعث نابودی و سقوط قیصر و کسری میشود.
گاه دشت از برق و بارانش بدرد
گاه بحر از زور طوفانش بدرد
هوش مصنوعی: گاهي دشت به خاطر رعد و برق و بارانش آسیب میبیند و گاهی دریا به خاطر شدت طوفانش دچار آسیب میشود.
عالمی در آتش او مثل خس
این همه هنگامه «لا» بود و بس
هوش مصنوعی: عالمی در آتش او مانند علفی در آتش است، و این همه جنجال و شلوغی فقط بیفایده است.
اندرین دیر کهن پیهم تپید
تا جهانی تازه ئی آمد پدید
هوش مصنوعی: در این معبد قدیمی، مدام تپش قلبی وجود داشت تا اینکه جهانی نو و تازه به وجود آمد.
بانگ حق از صبح خیزیهای اوست
هر چه هست از تخم ریزیهای اوست
هوش مصنوعی: صدای حق به خاطر صبح زود برخاستن اوست و هر آنچه وجود دارد از تلاشها و زحمات او ناشی میشود.
اینکه شمع لاله روشن کرده اند
از کنار جوی او آورده اند
هوش مصنوعی: شمعی که در کنار لاله روشن شده، از کنار جوی آب آورده شده است.
لوح دل از نقش غیر الله شست
از کف خاکش دو صد هنگامه رست
هوش مصنوعی: دل خود را از نقش و نگار غیر خدا پاک کردهاست و از خاک وجودش صدها شور و شوق به وجود آمده است.
همچنان بینی که در دور فرنگ
بندگی با خواجگی آمد به جنگ
هوش مصنوعی: همچنان که میبینی، در دنیای خارجی، بندگی و خدمتگزاری به مقامات بالا، همیشه در حال رقابت و جدال است.
روس را قلب و جگر گردیده خون
از ضمیرش حرف «لا» آمد برون
هوش مصنوعی: دل و جان روسها از درون پر شده از خشم و نفرت است و به همین خاطر، از زبانشان تنها کلمه «نه» بیرون میآید.
آن نظام کهنه را برهم زد است
تیز نیشی بر رگ عالم زد است
هوش مصنوعی: نظام قدیمی را برهم زده و ضربهای قوی به جوهر وجود عالم زده است.
کرده ام اندر مقاماتش نگه
لا سلاطین ، لا کلیسا ، لا اله
هوش مصنوعی: من در مراتب و جایگاههای او نگریستهام و در آنجا نه سلطنتی وجود دارد، نه کلیسایی و نه خدایی.
فکر او در تند باد «لا» بماند
مرکب خود را سوی «الا» نراند
هوش مصنوعی: فکر او در میان طوفان منفیات و موانع، نتوانست توجهش را به مثبتها جلب کند و همچنان در مشکلات و ناامیدیها گرفتار ماند.
آیدش روزی که از زور جنون
خویش را زین تند باد آرد برون
هوش مصنوعی: روزی خواهد آمد که به خاطر شدت دیوانگیاش، خود را از این تندباد بیرون بکشد.
در مقام «لا» نیاساید حیات
سوی الا می خرامد کائنات
هوش مصنوعی: حیات به سوی «هست» حرکت میکند و در مسیر «نیستی» توقف نمیکند. تمامی موجودات به سمت «وجود» و «واقعیت» پیش میروند.
لا و الا ساز و برگ امتان
نفی بی اثبات مرگ امتان
هوش مصنوعی: در این دنیا، هیچ چیز جز احساسات و باورهای ما نمیتواند وجود واقعی ما را تعیین کند؛ زیرا زندگی و مرگ تنها به دست ما و درک ما از آنها است.
در محبت پخته کی گردد خلیل
تا نگردد لا سوی الا دلیل
هوش مصنوعی: در عشق، کسی که به کمال رسیده و مورد قبول است، نمیتواند به جز دلیل و منطق به چیزی دیگر توجه کند.
ایکه اندر حجره ها سازی سخن
نعره لا پیش نمرودی بزن
هوش مصنوعی: اگر در اتاقها بر سر سخن سجده کردی، بلندتر از نمرود فریاد نزن.
این که می بینی نیرزد با دو جو
از جلال لا اله آگاه شو
هوش مصنوعی: آنچه میبینی، ارزش ندارد که برایش کمترین بهایی قائل شوی؛ به عظمت و شکوه خدای یکتا آگاه باش.
هر که اندر دست او شمشیر لاست
جمله موجودات را فرمانرواست
هوش مصنوعی: هرکس که در دستش شمشیر باشد، بر تمام موجودات تسلط و فرمانروایی دارد.