برگردان به زبان ساده
حکمت ارباب دین کردم عیان
حکمت ارباب کین را هم بدان
هوش مصنوعی: من حقایق و آموزههای دین را به روشنی بیان کردم و همچنین دانش و بینش کسانی را که به دشمنی و کینهورزی میپردازند نیز دریافتم.
حکمت ارباب کین مکر است و فن
مکر و فن تخریب جان ، تعمیر تن
هوش مصنوعی: حکمت کسانی که در کین و عداوت مهارت دارند، تزویر و فریب است و آنها از هنر فریب و تخریب جان استفاده میکنند، در حالی که در عین حال سعی دارند بدن را تعمیر کنند.
حکمتی از بند دین آزاده ئی
از مقام شوق دور افتاده ئی
هوش مصنوعی: اگر کسی در بند قوانین و مقررات دینی باشد، از آزادی و اشتیاق واقعی خود دور شده است.
مکتب از تدبیر او گیرد نظام
تا بکام خواجه اندیشد غلام
هوش مصنوعی: مدرسه به وسیله تدبیر او سامان میگیرد تا خواجه به فکر آینده خود باشد و غلام به خوبی و درستی عمل کند.
شیخ ملت با حدیث دلنشین
بر مراد او کند تجدید دین
هوش مصنوعی: رئیس جامعه با سخنانی دلنشین، معتقد به احیای دین و برآورده کردن آرزوهای مردم است.
از دم او وحدت قومی دو نیم
کس حریفش نیست جز چوب کلیم
هوش مصنوعی: از نفَس او، تودهای از انسانها به دو دسته تقسیم شدهاند و هیچکس نمیتواند با او رقابت کند، جز عصای کلیم (موسى).
وای قومی کشتهٔ تدبیر غیر
کار او تخریب خود تعمیر غیر
هوش مصنوعی: آه بر قومی که به خاطر تدبیرهای دیگران، خود را از بین میبرند و تنها به تأسیس چیزی میپردازند که از آن خود نیست.
می شود در علم و فن صاحب نظر
از وجود خود نگردد با خبر
هوش مصنوعی: انسان میتواند در زمینه دانش و مهارتهای خود تبحر پیدا کند، اما باید از نقاط ضعف و قوت خود آگاه باشد.
نقش حق را از نگین خود سترد
در ضمیرش آرزوها زاد و مرد
هوش مصنوعی: انسان با پاک کردن نشانههای حقیقت از دل خود، آرزوهای گوناگونی در درونش شکل میگیرد و در نهایت به مرگ آرزوها میرسد.
بی نصیب آمد ز اولاد غیور
جان بتن چون مرده ئی در خاک گور
هوش مصنوعی: مردی که شجاعت و غیرت دارد، از داشتن فرزندان بی بهره مانده و به مانند کسی است که در خاک قبر به خواب رفته است.
از حیا بیگانه پیران کهن
نوجوانان چون زنان مشغول تن
هوش مصنوعی: در اینجا به نوعی اشاره شده که جوانان امروزی مانند زنان در پردهداری و حیای خودشان کمی فاصله گرفتهاند و از عفت و حیا که باید از نسلهای قبلی آموخته میشد، دور شدهاند. این موضوع به نوعی به تغییرات اجتماعی و فرهنگی در نسلهای جدید اشاره دارد.
در دل شان آرزوها بی ثبات
مرده زایند از بطون امهات
هوش مصنوعی: در دل آنها آرزوها به طور مداوم تغییر میکنند و از دل مادرانشان، آرزوها و امیدهای ناپایدار به دنیا میآیند.
دختران او بزلف خود اسیر
شوخ چشم و خود نما و خرده گیر
هوش مصنوعی: دختران او با موهای خود در دام جذابیت و زیبایی خود گرفتار شدهاند، در حالی که خود را به نمایش میگذارند و بر جزئیات انتقاد میکنند.
ساخته پرداخته دل باخته
ابروان مثل دو تیغ آخته
هوش مصنوعی: ابروان زیبا و دلربا مانند دو تیغ تیز و آماده به نبرد، به دلی که عاشق شده، شکل و زیبایی خاصی میبخشند.
ساعد سیمین شان عیش نظر
سینهٔ ماهی بموج اندر نگر
هوش مصنوعی: دستهای نقرهای او را ببین و از زندگی لذت ببر، مانند ماهی که در موجها شنا میکند.
ملتی خاکستر او بی شرر
صبح او از شام او تاریکتر
هوش مصنوعی: ملتی که به خاکستر تبدیل شده و شعلهای از خود ندارد، صبح او از شبش هم تیرهتر است.
هر زمان اندر تلاش ساز و برگ
کار او فکر معاش و ترس مرگ
هوش مصنوعی: هر لحظه در تلاش برای کسب روزی و تأمین نیازهای زندگی هستیم، در حالی که همواره ترس از مرگ نیز با ما همراه است.
منعمان او بخیل و عیش دوست
غافل از مغزاند و اندر بند پوست
هوش مصنوعی: آدم ثروتمند و بخیل از لذتهای زندگی بیخبر است و فقط به ظواهر و خوشیهای سطحی توجه دارد، در حالی که واقعیتهای عمیقتر و معنوی را نادیده میگیرد.
قوت فرمانروا معبود او
در زیان دین و ایمان سود او
هوش مصنوعی: قدرت و اقتدار حاکم به اعتقادات و اصول دینیاش وابسته است و در نتیجه، در شرایطی که دین و ایمانش آسیب ببیند، خود نیز سودی نخواهد دید.
از حد امروز خود بیرون نجست
روزگارش نقش یک فردا نبست
هوش مصنوعی: کسی که امروز به فکر فردا نباشد و از شرایط کنونی خود فراتر نرود، نمیتواند آیندهای برای خود ترسیم کند.
از نیاکان دفتری اندر بغل
الامان از گفته های بی عمل
هوش مصنوعی: از پیشینیان کتابی در دلم دارم که نگذارید از حرفهای بیعملشان ناراحت شوم.
دین او عهد وفا بستن بغیر
یعنی از خشت حرم تعمیر دیر
هوش مصنوعی: او به وعده و عهد خود پایبند است و وفاداریاش فقط به معبد و مکان مقدس نیست، بلکه میتواند از آنجا شروع کند و برای ساختن و احیای دیگر مکانها و ارتباطات معنوی نیز تلاش کند.
آه قومی دل ز حق پرداخته
مرد و مرگ خویش را نشناخته
هوش مصنوعی: آه، گروهی به خاطر حق دل میزنند و بیخبر از مرگ خود زندگی میکنند.