برگردان به زبان ساده
آنچه دیدم می نگنجد در بیان
تن ز سهمش بیخبر گردد ز جان
هوش مصنوعی: هر آنچه که من تجربه کردهام، نمیتوانم به خوبی توصیف کنم. وجود مادی انسان از واقعیتها و تجربیات عمیقش بیخبر میماند.
من چه دیدم قلزمی دیدم ز خون
قلزمی ، طوفان برون ، طوفان درون
هوش مصنوعی: من تجربهام را توصیف میکنم؛ دیدم که خون زیادی ریخته شده و در این شرایط تنگنا، درون من نیز هیاهو و طوفانی به پا است.
در هوا ماران چو در قلزم نهنگ
کفچه شبگون بال و پر سیماب رنگ
هوش مصنوعی: در آسمان، مارها مانند نهنگها در دریا در حال شنا هستند و بال و پر آنها به رنگ نقرهای میدرخشد.
موجها درنده مانند پلنگ
از نهیبش مرده بر ساحل نهنگ
هوش مصنوعی: موجها همچون پلنگهای وحشی، به شدت دریا را تحت تأثیر قرار دادهاند و بر ساحل، نهنگها را به خواب بردهاند.
بحر ساحل را امان یک دم نداد
هر زمان که پاره ئی در خون فتاد
هوش مصنوعی: دریا هیچگاه ساحل را به حال خود رها نکرد و هر vez که تکهای از آن به زمین افتاد، آرامش را از دست داد.
موج خون با موج خون اندر ستیز
درمیانش زورقی در افت و خیز
هوش مصنوعی: در میان امواج خونی که با هم در حال مبارزهاند، یک قایق در حال حرکت بالا و پایین است.
اندر آن زورق دو مرد زرد روی
زرد رو عریان بدن آشفته موی
هوش مصنوعی: در آن قایق دو مرد با چهرههای زرد و با پوست عریان و موی درهمریخته حضور دارند.