برگردان به زبان ساده
پیر رومی آن امام راستان
آشنای هر مقام راستان
هوش مصنوعی: پیر رومی به آن امام اشاره میکند که با مقامهای راستین و درست آشناست و در همه حال راهنمایی برای آنهاست.
گفت ای گردون نورد سخت کوش
دیده ئی آن عالم زنار پوش
هوش مصنوعی: ای آسمان پرزور و تلاش، آیا آن موجودی را که زرهپوش است دیدهای؟
آنچه بر گرد کمر پیچیده است
از دم استاره ئی دزدیده است
هوش مصنوعی: آنچه که به دور کمر پیچیده شده، از دم یک ستاره دزدیده شده است.
از گران سیری خرام او سکون
هر نکو از حکم او زشت و زبون
هوش مصنوعی: از پرخوری و اشرافیگری او، آرامشی به دست نیاورده و هر کار نیک به دستور او، زشت و حقیر میشود.
پیکر او گرچه از آب و گل است
بر زمینش پا نهادن مشکل است
هوش مصنوعی: بدن او هرچند از خاک و آب ساخته شده، اما رفتن بر روی زمینش دشوار است.
صد هزار افرشتهٔ تندر بدست
قهر حق را قاسم از روز الست
هوش مصنوعی: در اینجا به عظمت و قدرت قهر الهی اشاره شده است که مانند تندر و رعد و برق، همگان را تحت تاثیر قرار میدهد. همچنین، به یک شخصیت خاص (قاسم) اشاره میشود که این قهر و قدرت را میشناسد و از آن بهرهبرداری میکند، به ویژه در روز الست، که به روز پیمانهای الهی اشاره دارد. در واقع، تازهترین تجلیات و نمایان شدن قدرت الهی در این روز است.
دره پیهم می زند سیاره را
از مدارش بر کند سیاره را
هوش مصنوعی: سیاره به طور مکرر از جایگاه خود خارج میشود و از مدار خود منحرف میگردد.
عالمی مطرود و مردود سپهر
صبح او مانند شام از بخل مهر
هوش مصنوعی: در اینجا شاعر به حالتی اشاره میکند که کسی در عالم با بیمحلی و طرد شدن مواجه است. او مانند صبحی است که نتوانسته انرژی و گرمای خورشید را دریافت کند و در نتیجه به تاریکی شب و خالی از روشنایی شباهت دارد. این توصیف نشان دهنده ناامیدی و غیاب محبت و نور در زندگی اوست.
منزل ارواح بی یوم النشور
دوزخ از احراقشان آمد نفور
هوش مصنوعی: آرامگاه ارواح در روز قیامت جایی است که دوزخ به خاطر آتش آنها مکروه و ناپسند شده است.
اندرون او دو طاغوت کهن
روح قومی کشته از بهر دو تن
هوش مصنوعی: در درون او دو نیروی قدرتمند و قدیمی وجود دارد که روح یک قوم را به خاطر دو نفر از بین بردهاند.
جعفر از بنگال و صادق از دکن
ننگ آدم ، ننگ دین ، ننگ وطن
هوش مصنوعی: جعفر از منطقه بنگال و صادق از دکن، هر دو به نوعی این احساس را منتقل میکنند که به انسانیت، دین و میهن خود شرمندهاند.
نا قبول و ناامید و نامراد
ملتی از کارشان اندر فساد
هوش مصنوعی: ملتی که نه قبول دارند، نه امید دارند و نه به نتیجهگیریهای مثبت میرسند، در وضعیتی ناپسند و نابسامان قرار دارند.
ملتی کو بند هر ملت گشاد
ملک و دینش از مقام خود فتاد
هوش مصنوعی: مردمی که از دیگر جوامع خود را جدا نکردهاند، علاوه بر این که کشور و معارف دینیشان دچار بحران میشود، از موقعیت و احترام خود نیز کاسته میشود.
می ندانی خطهٔ هندوستان
آن عزیز خاطر صاحبدلان
هوش مصنوعی: تو نمیدانی که سرزمین هندوستان چقدر برای دلهای صاحبدل عزیز و ارزشمند است.
خطه ای هر جلوه اش گیتی فروز
در میان خاک و خون غلطد هنوز
هوش مصنوعی: این سرزمین، با وجود زیباییها و درخششهایش، هنوز در خون و خاک غوطهور است و مشکلات و سختیهای زیادی را تجربه میکند.
در گلش تخم غلامی را که کشت
این همه کردار آن ارواح زشت
هوش مصنوعی: در گل، بذر بندگی و مقام را کاشته است، که اثرات آن اعمال، نتایج ناپسند و زشتی را به بار آورده است.
در فضای نیلگون یکدم بایست
تا مکافات عمل بینی که چیست
هوش مصنوعی: لحظهای در آسمان آبی بایست و ببین که نتیجه کارهایت چه خواهد بود.