ای دل چه شد که خشک و تر غم بسوختی
جانهای ما ز آه دمادم بسوختی
آتش بهفت خیمه گردون زدی ز آه
وز ناله چار گوشه عالم بسوختی
صبر و قرار و جان و دل من ز هجر دوست
بر هم زدی و آن همه در هم بسوختی
درد ترا طبیب دوا چون کند که تو
جان هزار عیسی مریم بسوختی
گفتم که مرهمی بنهی بر جراحتم
آن هم بجای دادن مرهم بسوختی
آخر چه شد حسین که از دود آه خویش
کشت امید و دوده او هم بسوختی
اطلاعات
وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
قالب شعری:غزل
منبع اولیه: ویکیدرج
تعداد ابیات: 6
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.