برگردان به زبان ساده
دلا چون در خم چوگان عشق دوست چون گوئی
اگر ضربت زند شاید که از خدمت سخن گوئی
هوش مصنوعی: ای دل، وقتی که در بازی عشق معشوق با چوبی که به دست دارد، به تو ضربه میزند، آیا میتوانی به جای اینکه از دردش بگویی، درباره خدمت و محبت صحبت کنی؟
اگر کشتن بود کامش ترا باید شدن رامش
نخواهی جستن از دامش که او شیر و تو آهوئی
هوش مصنوعی: اگر هدف تو کشتن اوست، باید خودت هم آماده باشی و تسلیم او شوی. نباید از چنگال او فرار کنی، زیرا او قوی و شجاع است و تو در مقایسه با او آسیبپذیر و ضعیف هستی.
ز جام عشق اگر مستی بشو دست از غم هستی
چو در دلدار پیوستی ز غیر او چه میجوئی
هوش مصنوعی: اگر از شراب عشق مست شوی و از غم وجود خود رها شوی، وقتی به عشق محبوب وصل شدهای، دیگر به دنبال چه چیزی جز او میگردی؟
ز شوق روی آن دلبر فدا کن مال و جان و سر
ز عقل و دین و جان بگذر اگر دیوانه اوئی
هوش مصنوعی: اگر دلت به عشق آن معشوق میتپد، باید برای او تمام دارایی و هستیات را فدای او کنی. حتی اگر این کار تو را از عقل و دین دور کند و به جنون برساند، باز هم باید به عشق او پا بگذاری.
چو یار آمد بدلجوئی بهر جانب چه میپوئی
چو با تست آنچه میجوئی چرا آشفته هر سوئی
هوش مصنوعی: وقتی محبوب به سراغت میآید، چرا به دنبال جاهای دیگر میروی؟ وقتی که او در کنارت است و چیزی که به دنبالش هستی، خود اوست، چرا در هر سو مضطرب و بیقرار هستی؟
از این تخمیر آب و گل توئی مقصود حق ای دل
توئی دریای بی ساحل به صورت گرچه چون جوئی
هوش مصنوعی: تو هدف و مقصود آفرینش هستی، ای دل. با وجود اینکه ظاهرت شبیه جوی آب است، درونت مانند دریایی بیکران و عمیق است.
ز گوهرهای گنج شه بغواصی شوی آگه
در این دریا اگر یکره دو دست از جان فرو شوئی
هوش مصنوعی: از جواهرات گنج پادشاه آگاه شو، و اگر یکبار دو دست از جانت را در این دریا غوطه ور کنی، به حقیقتی دست پیدا میکنی.
حسین از فیض سبحانی مشامی جوی روحانی
که از نفخات ربانی ریاحین رضا بوئی
هوش مصنوعی: حسین (ع) به دلیلی از نعمت معنوی الهی بهرهمند است، گویی که بویی خوش از رحمتهای پروردگار به او میرسد که روح را جلا میدهد و او را از دنیای مادی به عالم روحانی میکشاند.