برگردان به زبان ساده
روانی نقد جان درباز اگر سودای ما داری
چو شمع از تاب دل بگداز اگر پروای ما داری
هوش مصنوعی: اگر به عشق ما فکر میکنی، باید جانات را به خطر بیندازی و مثل شمع بسوزی. اگر برای ما نگران هستی، باید دلات را آماده درد و رنج کن.
شهنشاه جهان گردد غلام بنده فرمانت
چو بر منشور آزادی خط طغرای ما داری
هوش مصنوعی: پادشاه دنیا، بنده دستورات تو خواهد شد، وقتی که بر لوح آزادی، امضای ما را میگذاری.
چو از کبر و ریا رستی جمال کبریا بینی
بدان چشمی که نورانی ز خاک پای ما داری
هوش مصنوعی: اگر از خودخواهی و تظاهر رهایی یابی، زیبایی بینظیر خداوند را خواهی دید؛ به آن چشمی که از خاک پای ما روشن است، نگاه کن.
سر رشته بدستم ده مزن دم پای از سرکن
اگر تو رأی غواصی در این دریای ما داری
هوش مصنوعی: به من کمک نکن که در کارهایم دخالت نکنی، اگر قصد داری در این موضوع عمیقتر بررسی کنی، باید خودت را از چالشها دور کنی و با دقت بیشتری به مسئله نگاه کنی.
بهر سو چند میپوئی چو مقصد کوی عشق آمد
چرا یار دگر جوئی چو دل جویای ما داری
هوش مصنوعی: هر طرف که میگردی و میطلبی، وقتی به هدف عشق رسیدی، چرا به دنبال یاری دیگر هستی، وقتی که دل تو خواهان ماست؟
بچشمت میل غیرت کش که غیری در نظر ناید
اگر تو میل دیدار جهان آرای ما داری
هوش مصنوعی: چشمهای تو برای حس غیرت به دیگران نگاهی نمیکنند، چرا که اگر تو بخواهی زیباییهای جهان را ببینی، هیچ چیز دیگری در نظر نخواهد آمد.
بهر کس دل چو میبندی نمی بینی که در عالم
بحسن و لطف و زیبائی کجا همتای ما داری
هوش مصنوعی: هرگاه دل کسی را به خود مشغول کنی، نمیتوانی ببینی که در این دنیا از لحاظ زیبایی و جذابیت، چه کسی میتواند با ما رقابت کند.
جراحتهای این ره را چو راحتها شناس ار تو
هوای بزم روح افزای راحت زای ما داری
هوش مصنوعی: اگر میخواهی راحتی و خوشی را بشناسی، باید زخمها و سختیهای این مسیر را هم بشناسی. اگر به جمعهای شادی و روحافزای ما علاقمندی، باید این زخمها را در نظر بگیری.
حسینا چون گداطبعان بهر می لب نیالائی
اگر تو ذوق سرمستی از این صهبای ما داری
هوش مصنوعی: ای حسین! اگر تو مانند گدایان میخواهی از لبهای ما بگویی، پس اگر از شوق و سرمستی این شراب ما لذت میبری، با ما همراه شو.