برگردان به زبان ساده
ای آنکه در دیار دلم خانه کرده ای
گنجی از آنمقام بویرانه کرده ای
هوش مصنوعی: ای کسی که در قلب من ساکن شدهای، گنجی از آن مقام را به ویرانی تبدیل کردهای.
گه عقلها بنرگس مخمور برده
گه فتنه ها بغمزه مستانه کرده ای
هوش مصنوعی: هر از گاهی عقلها تحت تأثیر زیباییهای فریبنده قرار میگیرند و در برخی مواقع، فتنهها با ناز و کرشمهای مسحورکننده ایجاد میشوند.
عالم پر از روایح و مشک و عبیر شد
چون گیسوی معنبر خود شانه کرده ای
هوش مصنوعی: جهان پر از عطرها و بوی خوش شد، مانند زمانی که تو موهای حالتدار خود را شانه میزنی.
تا ای پری سلاسل مشکین نموده ای
ارباب عقل را همه دیوانه کرده ای
هوش مصنوعی: ای پری، تو با زنجیرهای مشکین خود، عقلمندان را به دیوانگی کشاندهای.
در آرزوی لعل شکر بار خویشتن
چشم مرا خزینه دردانه کرده ای
هوش مصنوعی: در آرزوی لبهای شیرین و زیبای تو، چشمان من پر از اشک و درد شدهاند.
من در بروی غیر ز غیرت چو بسته ام
تا در حریم جان و دلم خانه کرده ای
هوش مصنوعی: من به خاطر غیرت، در برابر دیگران خود را بستهام تا تو در دل و جان من جا داشته باشی.
مرغ دل مرا که نشیمن ز سدره داشت
ایشمع دلفروز تو پروانه کرده ای
هوش مصنوعی: دل من که به آرامش و زیبایی تعلق داشت، اکنون به عشق تو مانند پروانهای در اطراف شمع میچرخد و مجذوب زیباییات شده است.
خود کرده آشنا بمن ای شوخ دلربا
آنگه روش چو مردم بیگانه کرده ای
هوش مصنوعی: ای دلربای بازیگوش، خودت به من نزدیک شدهای، اما اکنون برخوردت مانند بیگانگان شده است.
برخوان وصل داده صلا اهل عشق را
یاد حسین بیدل شیدا نکرده ای
هوش مصنوعی: عاشقان را به یاد حسین بیدل شیدا به هم وصل کن و صدای عشق را منتشر کن.