برگردان به زبان ساده
دل بیچارهام گم شد به کوی یار میجویم
دل گمگشتهٔ خود را از آن دلدار میجویم
هوش مصنوعی: دل بیچارهام در عشق محبوب گم شده است و من در جستجوی دل گمشدهام از محبو ب خود هستم.
ز گلشنهای روحانی چنین بلبل که من دارم
قفس چون بشکند او را در آن گلزار میجویم
هوش مصنوعی: من با صدای دلانگیز خودم از باغهای روحانی صحبت میکنم و وقتی که قفس من شکسته شود، در آن گلزار به دنبال خودم خواهم گشت.
چو چشم او به عیاری روان و قلب میدزدد
من بیدل متاع خود از آن عیار میجویم
هوش مصنوعی: زمانی که نگاه او با زیبایی و فریبندگی اش میدرخشد و قلب ها را ربوده و تسخیر میکند، من، که دلم در رنج است، به دنبال زیبایی و ارزش واقعی خود از آن جذابیت میگردم.
چو دانستم که آن عیسی پی تیمار میآید
دل آشفته خود را کنون بیمار میجویم
هوش مصنوعی: وقتی متوجه شدم که آن عیسی برای مراقبت و دلداری میآید، حال بیقرار و پریشان خود را به دنبال درمان و آرامش میگردم.
چنان با سوز عشق او خوشستم دل که در محشر
به جای شربت کوثر حریق نار میجویم
هوش مصنوعی: من آنچنان از عشق او خوشحال و شاداب هستم که در روز قیامت، به جای نوشیدن شربت کوثر، داغی آتش را میطلبم.
اگر گهگه ز بیخویشی نظر در عالم اندازم
از او آیینه میسازم در او دیدار میجویم
هوش مصنوعی: اگر گاهی از نداشتن خودم نگاهی به دنیا بیندازم، مثل آینهای میشود که در آن به جستجوی خودم میپردازم.
چنان بختی که در خوابش شهنشاهان همییابند
چو رهبر بخت بیدارش من بیدار میجویم
هوش مصنوعی: مثل بختی که شاهان نیز در خواب خود آن را مییابند، من نیز در جستجوی شانس و سرنوشت خود بیدار هستم.
حسین این تاجداریها مرا کی در نظر آید
سر سودایی خود را به زیر دار میجویم
هوش مصنوعی: من دیگر به تاج و مسند سلطنت فکر نمیکنم، بلکه در پی آنم که سر و دل دیوانهام را به زیر دار ببرم و آرامش پیدا کنم.