برگردان به زبان ساده
سالها باید که چون تو ماهی از دوران برآید
یا چو بالای تو سروی خوش زسروستان برآید
هوش مصنوعی: سالها باید منتظر بمانیم تا چون تو که ماهی، از سپیدهدم زندگی ظاهر شوی یا مانند سروی زیبا از دمنوش برآیی.
در میان کفر زلفت نور ایمان مینماید
پیش زلف کافر تو مؤمن از ایمان برآید
هوش مصنوعی: زلف تو در میان دنیا و کفر، همانند نوری است که ایمان را نشان میدهد. در کنار زلف و زیبایی تو، حتی کسانی که به اعتقادات دیگر هستند، به نوعی از ایمان و باور خود بر میخیزند.
چون تماشا را در آیی ای نگارستان به بستان
نعرههای عشق بازان از گل خندان برآید
هوش مصنوعی: وقتی تو را در باغ زیبایی میبینم، صدای عاشقان از شادی گلها بلند میشود.
چشم مستت گر نماید التفاتی سوی یاران
بر تو دشواری نباشد کار ما آسان برآید
هوش مصنوعی: اگر چشمان زیبای تو توجهی به دوستانت داشته باشد، برای ما مشکلی نخواهد بود و کارهایمان به راحتی انجام میشود.
چشمهٔ خورشید روزی لایق رویت نیفتد
تا قیامت گرچه گرد گنبد دوران برآید
هوش مصنوعی: خورشید همیشه به تو نتابد و تا eternally، تو شایستهٔ نظارهٔ آن خواهی ماند، حتی اگر گرد و غبار زمان بر سر تو بریزد.
پیش آن لب مانده حیران میدهم جان حیف باشد
گر بر آب زندگانی تشنهای از جان برآید
هوش مصنوعی: من در مقابل آن لب پریده، حیران و سرگردان هستم. زندگی کوتاه است و افسوس خواهد بود اگر در این دنیای پرآب و زندگی، کسی به خاطر تشنگی جانش را از دست بدهد.
کی همام خسته دل را جان بیاساید زمانی
گر نه بوی مشکبوی از منزل جانان برآید
هوش مصنوعی: آیا ممکن است دل خسته و غمگین همام، در مدتی آرامش یابد، مگر اینکه بوی خوش مشک از خانه معشوق به مشام برسد؟