برگردان به زبان ساده
میآمد و خلق شهر در پی
وز شرم روان ز عارضش خوی
هوش مصنوعی: او به شهر میآمد و مردم به خاطر زیبایی چهرهاش، از شرم نمیتوانستند به او نگاه کنند.
دزدیده به سوی من نظر کرد
کز دوست مباش بیخبر هی
هوش مصنوعی: کسی به طور پنهانی به من نگاه کرد، پس تو که دوست من هستی، بیخبر نباش.
در حال و ان یکاد برخواند
هر کس که نظر فکند بر وی
هوش مصنوعی: هر کس که به او نگاه کند، در لحظهای خاص و بدون تردید، او را برمیانگیزد و به فکر میاندازد.
خوبان جهان کمر ببستند
در خدمت سرو دوست چون نی
هوش مصنوعی: زیبایان عالم و دوستان دلانگیز به پا خاستهاند و خود را برای خدمت به محبوب آماده کردهاند، همانطور که نی برای نواختن آماده میشود.
زاهد چو لبش بدید میگفت
من توبه نمیکنم از این می
هوش مصنوعی: زاهد وقتی لبهایش را دید، گفت که از نوشیدن این می توبه نمیکند.
هر جا که فتاد عکس رویش
گلزار همی شکفت در پی
هوش مصنوعی: هر جا که تصویر او را ببینم، طبیعت به زیبایی و شکوفایی درمیآید.
میرفت و همام در پی او
فریادکنان که هجر تا کی
هوش مصنوعی: او میرفت و همام در پی او به اعتراض و ناله بود که جدایی تا کی ادامه دارد؟