برگردان به زبان ساده
ترک مه پیکر من تا که برفت از بر من
دور از آن روی ندانم که چه شد بر سر من
هوش مصنوعی: وقتی که او، با چهرهی زیبا و دلربایش، از پیش من رفت، از آن لحظه نمیدانم چه بر سر من آمد.
تا جدا گشت ز من آن که چو جان است مرا
واله و خسته و زار است دل غم خور من
هوش مصنوعی: وقتی آن کسی که برای من مثل جان است از من دور شد، دل من پر از غم و اندوه و خستگی شد.
چشم من هیچ شبی خواب نگیرد ز غمش
تا به خوناب جگر تر نکند بستر من
هوش مصنوعی: چشم من هرگز در هیچ شبی به خاطر غمش نمیتواند بخوابد تا اینکه دلدردی در من ایجاد کند و بستر خوابم را به خون خالی کند.
قصه غصه من گر برسانند به دوست
بی گمان رحم کند بر دل من دلبر من
هوش مصنوعی: اگر غم و داستان من را به محبوبم منتقل کنند، بدون شک او بر دل من رحم خواهد کرد.
دوست از حالت من فارغ و از دوری او
به فلک میرسد از سوز جگر آذر من
هوش مصنوعی: دوست به حال من توجهی ندارد و بیخبر از دوریاش، به آسمان میرسد و از درد دل من به آتش میافتد.
دل چه باشد که ز دلدار دریغش دارند
خاصه از یار سمن بوی پری پیکر من
هوش مصنوعی: دل چیست که از محبوب چیزی از آن دریغ کنند، به ویژه وقتی که یار همچون پری بوئی دلانگیز و زیبایی دارد؟
روز و شب ورد همام است که ناگه روزی
جان برافشانم اگر دوست درآید بر من
هوش مصنوعی: روز و شب در حال دعا و ناله هستم که ناگاه روزی ممکن است جانم را فدای عشقم کنم، اگر دوستی وارد زندگیام شود.