برگردان به زبان ساده
اینک نسیمی میدهد کز دوست میآرد خبر
برخیز کاستقبال او واجب بود کردن به سر
هوش مصنوعی: اکنون نسیمی میوزد که از دوستی خبر میآورد. برخیز، چون ملاقات او واجب است و باید به استقبالش بروی.
ای راحت جان مرحبا از دوست کی گشتی جدا
دارد عزیمت سوی ما یا کرد از این جانب گذر
هوش مصنوعی: ای آرامش دل، سلام! آیا از دوست خود دور شدی و به سفر آمدی یا از این سمت عبور کردی؟
از زلف عنبربار او وز سرو خوش رفتار او
وز روی چون گلنار او ریح الصباهات الخبر
هوش مصنوعی: از موهای خوشبو و معطر او، از رفتار دلنشین او، و از چهرهاش که مانند گل انار است، بوی خوشی به مشام میرسد.
آن چشم شوخ و شنگ او و ابروی پر نیرنگ او
وان طرۀ شبرنگ او چون است ای باد سحر
هوش مصنوعی: چشمان بازیگوش و ابروی فریبنده او و آن موی زیبا و درخشانش چگونه است، ای باد سحرگاهی؟
ای مشکبوی خوشنفس بودی مرا فریادرس
تعجیل کن رو باز پس پیغام سوی دوست بر
هوش مصنوعی: ای خوشبو مانند مشک، مرا یاری کن و با شتاب پیامم را به دوست برسان.
او را بگو کای نازنین منشین زمانی برنشین
فرسنگ در فرسنگ بین افتاده دل بر یکدگر
هوش مصنوعی: به او بگو ای عزیز، مدتی بر روی زمین ننشین، زیرا دلهای ما با فاصلههای زیاد از هم، همچنان به هم مرتبط هستند.
خوش در دلم بنشستهای با روح در پیوستهای
در چشم من بشکستهای بازار خوبان سر به سر
هوش مصنوعی: در دل من نشستهای و روح من با تو مرتبط است. در چشمان من شکستگیهایی ایجاد کردهای، و تمام زیباییها و خوشروان در یک صف ایستادهاند.
ای جان شکار تیر تو، دل بسته زنجیر تو
در حیرت از تصویر تو صورتگر صاحب هنر
هوش مصنوعی: ای جان، من در تیر تو گرفتار شدم و دل من در زنجیری از عشق تو بستنی است. من در شگفتی از تصویر تو هستم، ای هنرمند که صورت گر دنیای زیبایی.
روح و دماغ کیستی چشم و چراغ کیستی
ای گل ز باغ کیستی کآباد باد آن بوم و بر
هوش مصنوعی: کیستی و چه کسی هستی؟ تو که مانند نوری دروازه زندگی هستی، ای گل خوشبو از باغی که بر رونق و آبادانی آن میافزاید.
ای چون همام خوشسخن از عاشقان صد انجمن
در منزلت فریاد زن از اشتیاق یک نظر
هوش مصنوعی: ای انسان با سخنان زیبا و دلنشین، از عشاق و دوستداران بسیار در جایگاه تو فریاد میزنند، به خاطر اشتیاق بیپایانی که به یک نگاه تو دارند.